صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٦
را مىخواهد. گاهى وقتها بلا براى انسان نعمت است، گاهى وقتها نعمت بلاست. خداى تبارک و تعالى مىخواهد مردم را تربیت کند، کسانى که به او متوجه مىشوند تربیتش گاهى به این است که فشار برشان وارد بیاورد، گاهى به این است که نعمت برشان بدهد. آن وقتى که فشار وارد مىآید روحها پرواز مىکنند به عالم دیگر، آن در فشارهاست که این طور مىشود.
بنابراین، یک ملتى ما مىخواهیم و خودشان، خود ملت ما هم بحمدالله این طور است که فشارها برایشان اشکالى ندارد. اگر ما، اگر اسلام، مسلمین مثل سایر قشرهاى عالم بودند که براى مال و منال و منصب و این طور چیزها مىرفتند دنبال کار و بالاخره براى شکم و براى شهوت مىرفتند، اگر چنانچه کسر مىآمد باید ناراحت بشوند. اما ملتى که براى شهادت مىرود، ملتى که زن و مردش عاشق شهادت هستند وفریاد شهید شدن مىزنند، یک همچو ملتى دیگر از این که فلان چیز کم است، فلان چیز زیاد است، این نمىنالد، اقتصادش چطور است، این مال آنهایى است که وابسته به اقتصاد هستند، دل به اقتصاد دادند. آنهایى که دل به خدا دادند، آنها این طور نیستند که دنبال این باشند که فلان چیز فراوان باشد، فلان چیز کم باشد، زیاد باشد، نرخش کم باشد، نرخش زیاد باشد. اینها که در نظر این که شهید مىخواهد بشود، این چیزها نیست. آن که دارد براى شهادت مىرود به او بگویى که مثلاً مالت را دزد برده است، او اصلا اعتنا به این حرف ندارد. به او بگویى که قیمت چیز گران است، او که نرفته براى این که غنیمتى بیاورد. غنیمتى که او مىخواهد بیاورد آن غنیمتى است که هیچ زوال ندارد، آن چیزى است که هیچ شکست ندارد. آن کارى است که /هیچ/ از دست هیچ کس بر نمىآید جز از دست خداى تبارک و تعالى و ملت ما دارد این کار را مىکند و من امیدوارم که همه این طور بشویم. البته من که مىگویم، نیستم آن طور، اما دیگران را میل دارم بشوند این طور و خودم هم میل دارم بشوم، باید همه بشویم. و انشاء الله امیدواریم که این سال جدید براى ما یک سال خوبى باشد. و /ما/ تذکر این معنا را من لازم مىدانم که ما هم هیچ میل نداریم که حتى آنهایى که با ما دشمناند صدمه ببینند. اگر در مقابل ما نایستند، اگر با اسلام مخالفت نکنند، مسلم باشند، با اسلام مخالفت نکنند، ما هیچ صدمهاى نمىخواهیم ببینند. ما الان میل نداریم که آن جاهایى را که مراکز اقتصاد آنهاست، مراکز جمعیت عراق است، ابدامیل نداریم که یک صدمه ضعیفى هم ببینند. صدام نکند این کارها را، دولت هم نمىکند این کار را. لکن وقتى او مىکند دیگر از دست ما خارج است. ملت /یک جورى/ وضعش یک جورى است که از دست ما، از دست دولت هم خارج است. بنابراین این طور نیست که ما در نظر داشته باشیم جنگ بکنیم. از اول جنگ نکردیم، جنگ نمىخواستیم، از حالا هم نمىخواهیم، بعدها هم نمىخواهیم، اما صلحى که از جنگ بدتر است هم نمىخواهیم. ما مىخواهیم که دنیا این آدم فاسدى که این همه فساد کرده است، باز نرود دنبالش و برایش دست بزند. الان دنیا متوجه این است که این را زیر بغلش را بگیرد، نگهش دارد. براى چى نگه دارد؟ براى به هم زدن همه اوضاع /را/، براى این که اسلام نباشد. همه دردشان این است که نبادا اسلام بیاید، و اسلام مؤافق با این طور بدکارىها نیست، با این طور عیاشىها نیست، با این طور فجایع نیست، با این طور زورگویىها نیست.