صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩١
مشکلات مىشود. قبل از این که آدم را خلق بکند به ملایکه مىفرماید که مىخواهم یک همچو کارى بکنم. ملایکه جنبه تقدس خودشان را نظر مىکنند و جنبه فساد آدم را. از این جهت مىگویند که شما چرا خلق مىکنى یک جمعیتى را که در زمین فساد کنند و سفک دماء کنند؟ ما تقدیس تو را مىکنیم. خودشان را مىبینند در صورت تقدس و آدم را مىبینند در صورت فساد. جنبه خوبى خودشان را و جنبه بدى آدم را ملاحظه مىکنند. خداى تبارک و تعالى هم بهشان مىفرماید که: شما نمىدانید، شما همان خودتان را مىبینید، خودبین هستید و از آدم، کمالات را نمىدانید و بعد هم قصه را تمام مىکند که به آدم اسماء را که واقعش اسماء الله است همه چیز اسماءالله است تعلیم مىکند و بعد مىگوید: عرضه کنید! آنها مىبینند که عاجزند. آنها، خوب! عقب نشینى مىکنند. بعد از این که خلق مىکند آدم را، امر مىکند که سجده کنند، ملائکه الله همه سجده مىکنند، لکن ابلیس نمىکند. نکتهاى که ابلیس نمىکند، این است که خودبین است. مىگوید: خلقتنى من نار و خلقته من طین، من از آتش خلق شدم، او از خاک خلق شده است، او پستتر از من است، من بالاتر از او هستم. این هم جنبه خودبینى دارد و روى این زمینه سجده نمىکند و مطرود مىشود. بعد هم به خدا خدا را تهدید مى کند به این که، بعد از این که انذار مىکند و مىگوید: به من مهلت بدهید. بعد از آن که مهلت را مىگیرد و خاطر جمع مىشود، آن وقت خدا را تهدید مىکند به این که: به آن عزتت قسم به آن که به آن اسمى که من را اغوا کردى قسم که اینها را نمىگذارم که اکثرشان به تو توجه کنند. از بین یدشان مىآیم، از خلفشان مىآیم، از یمینشان مىآیم، از شمال شان مىآیم. و لا تجد اکثرهم شاکرین خدا هم جواب را مىدهد. ما از این جا مىفهمیم که قضیه خودبینى، ارث شیطان است، از صدر عالم این قضیه بوده است. وقتى هم که وسوسه مىکند به آدم، باز آدم را اغوا
مىکند به این که تو را مىخواهند این جا کانه حبس کنند. تو اگر حرف من را بشنوى، بیشتر از اینها دارى. آدم هم به آن جنبه دیگرى از او قبول مى کند. این یک تعلیم عمومى است که از قبل از خلقت آدم تا حالا باید براى ما عبرت باشد، بدانیم که ارث شیطان، خودبینى است. تمام فسادهایى که درعالم واقع مىشود چه فسادها از افراد و چه فسادها از حکومتها و چه در اجتماع، تمام فسادها زیر سر همین ارث شیطان است و تمام مفسدههایى که در عالم پیدا مىشود، از این بیمارى خودبینى است. چه در کنج خانه کسى نشسته باشد و به عبادت مشغول باشد، اگر خودبینى بکند، ارث شیطان را دارد و چه در جامعه باشد و با مردم تماس داشته باشد، این هم اگر فسادى از آن حاصل بشود، از خودخواهى و خودبینى خودش است و چه حکومتهایى که در عالم حکومت مىکنند، از اولى که حکومت در دنیا تأسیس شده است تا حالا، هر فسادى واقع شده از این خصیصه است.
تزکیه مقدم است بر همه چیز
دردها دوا نمىشود، الا با این که این خصیصه شیطانى از بین برود. کسى بخواهد درد خودش را شخصاً دوا کند، باید این خصیصه را از بین ببرد. باید ریاضت بکشد و خودش را بزرگ حساب