صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦١
حال مىبینیم که در هر رشتهاى، مردمى که اهل آن رشتهاند او را از خودشان مىدانند، پهلوانها حضرت امیر را از خودشان مىدانند، فلاسفه حضرت امیر را از خودشان مىدانند، عرفا حضرت امیر را از خودشان مىدانند، فقها حضرت امیر را از خودشان مىدانند، هر قشرى که اهل یک رشته است، حضرت امیر را از خودش مىداند. و حضرت امیر از همه است، داراى همه اوصاف است و داراى همه کمالات.
بعض فقرات دعاى کمیل از بشر عادى نمىتواند صادر بشود
بعضى کمالات حضرت که شاید یک قدرى مخفى مانده باشد از ادعیه حضرت معلوم مىشود. دعاى کمیل یک دعاى عجیبى است، بسیار عجیب. بعض فقرات دعاى کمیل از بشر عادى نمىتواند صادر بشود. الهى و سیدى و مولاى و ربى صبرت على عذابک فکیف اصبر على فراقک کى مىتواند این طور بگوید؟ کى این طور عشق به جمال خدا دارد که از جهنم نمىترسد لکن مىترسد که وقتى در جهنم برود، نازل شده از مقام خودش و به مرتبهاى برسد که محروم بشود از عشق او؟ از فراق حضرت حق تعالى ناله مىزند. این عشقى است که در باطن قلب او گداخته شده همیشه و تمام اعمالى که از او صادر مىشود، از این عشق صادر مىشود، از این عشق به خدا صادر مىشود. ارزش اعمال روى این عشق و محبتى است که به حق تعالى هست، روى این فنا و توحیدى است که در انسان هست و این سبب شده است که ضربه على یوم الخندق افضل من عباده الثقلین. فرضا که این ضربت را کس دیگر از دفاع اسلام زده بود اما از روى عشق نبود، کارش هم اسباب این شده بود که اسلام ترویج پیدا کند، لکن چون مبداء، مبداء عشقى نبود، افضل من عباده ثقلین. نخواهد شد. انگیزه اعمال، انگیزه روحانیت اوست نه صورت او. شمشیر زدن، یک دست پایین آوردن است و یک کافر را کشتن، این دست پایین آوردن و کافر را کشتن، از خیلى اشخاص ممکن است صادر بشود، لکن گاهى اصلا اجر ندارد و اصلا فضیلت ندارد و گاهى فضیلت دارد تا برسد به آن جایى که افضل من عباده ثقلین. این روى آن عشق و توحیدى است که در قلب او هست، روى آن است که دست دست او نیست، چشم، چشم او نیست، ید الله است، عین الله است. اینها را ما با لقلقه لسان مىگوییم و نمىتوانیم تصورش را بکنیم، البته تصدیقش کردیم به این که این طور است اما تصورش را نمىتوانیم بکنیم که چه جور است وضعیت.
ما که مىگوییم شیعه حضرت على هستیم، باید ببینیم شیوه حضرت على چه بود
آنهایى که شیعه این مرد بزرگ هستند البته نمىتوانند مثل او باشند، خود ایشان هم فرمود شما قدرت این را ندارید، حتى قدرت همین زهد ظاهریش را، چه برسد به معنویاتش، لکن نباید ما گمان کنیم که ما شیعه امیرالمؤمنین سلام الله علیه هستیم. و خود او در دعاى کمیل و سایر ادعیههایش و در روش آن طور خوف از خدا داشت و آن طور از عاقبت مىترسید که منعکس شده است این در دعاى