صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٤٢
کرده و تجاوز از این حد را ضد اسلام مىدانند.و باید گفت اسلام، غریب و ناشناخته است و ملت اسلامى منزوى و ناآشنا به حقایق اسلامند.
اکنون بر علماى اسلام و نویسندگان و دانشمندان و هنرمندان و فیلسوفان و محققان و عارفان و روشنفکرانى که از این مسائل رنج مىبرند و به حال اسلام و مسلمین تأسف مىخورند، در هر منطقه و داراى هر مذهب و مسلکى که هستند لازم است براى جلوگیرى از این خطر عظیم که اسلام و مسلمین گرفتار آن هستند، دامن همت به کمر زنند و با هر وسیله ممکن در مساجد و محافل و مجالس عمومى، مسلمانان را هشدار دهند و از آنان غفلت زدایى نمایند و آنان را براى یک نهضت عمومى اسلامى مهیا کنند و باید بدانند که این امرى است ممکن و شدنى، ولى محتاج به کوشش و فداکارى مىباشد. ملت ایران اعزهم الله راه عذرها را مسدود نموده و اثبات نمود که در مقابل قدرتهاى بزرگ مىتوان ایستاد و حق انسانى خود را بازپس گرفت. و با اتکال به قدرت لایزال حق تعالى که وعده نصرت به شرط آن که حق را یارى دهیم عنایت فرموده است، هراس به خود راه ندهند که ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم. و براى تحقق اهداف اسلامى که در مقدمه آن کوتاه کردن دست قدرتمندان منحرف و مخالف اسلام از کشورهاى اسلامى و رفع موانع داخلى و خارجى باشد، همت گمارند و با احزاب و حکومتهاو گروههاو اشخاصى که با نهضتهاى اسلامى که بحمدالله تعالى در آستانه رشد و شکل گیرى است مخالفند، مقابله نموده و مبارزه با آنان را در سرتاسر جهان سرلوحه برنامههاى خود قرار دهند و مطمئن باشند که با وعده صریح خداوند تعالى، تؤفیق پیشرفت حاصل شود و مظلومان از دست ستمگران نجات یابند.
اکنون که در آستانه فریضه مبارکه حج هستیم، لازم است توجهى به ابعاد عرفانى و روحانى و اجتماعى و سیاسى و فرهنگى آن داشته باشیم. باشد که این امر راهگشایى براى قدم موثر دیگر باشد. در این موضوعات بسیارى از دوستان متعهد مطالبى گفتهاند. این جانب نیز اشارهاى گذرا تنها به بعض ابعاد آن مىکنم، شاید تذکرى از آن حاصل شود.
از آن جا که در این مناسک عجیب از اول احرام و تلبیه تا آخر مناسک اشاراتى عرفانى و روحانى است که تفصیل آنها در این مقال میسر نیست، اکتفا به بعض اشارات تلبیههامى کنم. لبیکهاى مکرر از کسانى حقیقت دارد که نداى حق را به گوش جان شنیده و به دعوت الله تعالى به اسم جامع جواب مىدهند. مساله، مسأله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب، گویى گوینده از خود در این محضر بیخود شده و جواب دعوت را تکرار مىکند و دنباله آن سلب شریک به معناى مطلق آن مىنماید که اهل الله مىدانند، نه شریک در الوهیت فقط. گرچه سلب شریک در آن نیز شامل همه مراتب تافناى عالم در نظر اهل معرفت است و حاوى جمیع فقرات احتیاطى و استحبابى است مثل الحمدلک والنعمه لک و حمد را اختصاص مىدهد به ذات مقدس، همچنین نعمت را، و نفى شریک مىکند و این نزد اهل معرفت غایت توحید است و به این معناست که هر حمدى و هر نعمتى که در جهان هستى تحقق یابد، حمد خدا و نعمت خداست بدون شریک و در هر موقف و مشعرى و وقوف