صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٥
دولت شما، دولت محرومین است، یعنى باید براى محرومین کار کنید
مطلب دیگر این است که خوب شما هم مىدانید که مردم این دولت را و این جمهورى را بپا کردند و آن هم، نه همه مردم، این مردم پابرهنه، این بازارى و این متوسطین و این محرومین. فشار روى اینها بوده است، یعنى فشار انقلاب روى دوش این محرومین بوده. شما -، اگر در خیابانها، در تظاهراتى که مردم کردند در زمان رژیم سابق و بعد از او در اوایل انقلاب، اگر یک کسى بررسى کرده بود، مىدید که در بین اینها از آنهایى که مرفهاند چند نفرند و محرومین چقدرند؟ محرومیناند که این کار را کردند. بنابراین، دولت شما دولت محرومین است، یعنى، باید براى محرومین کاربکنید. و از امورى که لازم است عرض کنم، این است که شما مىدانید و ذکر هم کردید مکرر که دولت بدون پشتیبانى مردم نمىتواند کار انجام بدهد. یعنى آن دولتهایى مىتوانستند که بدون پشتیبانى مردم انجام بدهند کارشان را انجام بدهند که براى مردم نمىخواستند کار کنند، آنها مىخواستند براى اربابهاى خودشان کار بکنند و روى آن مبنا مجهز براى آن جهت بودند. اما کارى به این نداشتند که حالا در بلوچستان چه مىگذرد، در کرمان چه مىگذرد، در جاهاى دیگر چه مىگذرد؟ این را - به آن کارى نداشتند و شما که مىخواهید براى همه خدمت بکنید، براى چهل میلیون جمعیت، یک دولت محدود نمىتواند کار بکند، باید چهل میلیون جمعیت را در صحنه نگه دارد و نگهدارى به این است که شما بازار را مىخواهید نگه دارید، بازار را شریک کنید در کارها، بازار را کنار نگذارید، یعنى، کارهایى که از بازار نمىآید و معلوم است که نمىتواند بازار انجام بدهد، آن کارها را دولت انجام بدهد. کارهایى که از بازار مىآید، جلویش را نگیرید، یعنى، مشروع هم نیست. آزادى مردم نباید سلب بشود، دولت باید نظارت بکند. مثلاً، در کالاهایى که مىخواهند از خارج بیاورند مردم را آزاد بگذارند، آن قدرى را که مىتوانند، هم خود دولت بیاورد، هم مردم. لکن دولت نظارت کند در این که یک کالاهایى که برخلاف مصلحت جمهورى اسلامى است، برخلاف شرع است، آنها را نیاورند. این نظارت است. همچو نیست که آزادشان کنید که فردا بازارها پر بشود از آن لوکسها و از آن بساطى که در سابق بود. اما راجع به تجارت، راجع به صنعت، راجع به اینها اگر مردم را شریک خودتان نکنید، مؤفق نخواهید شد. یعنى نمىشود یک جمعیت کثیرى را بدون شرکت خود جمعیت، بدون شرکت، مثل این است که ما بخواهیم چیز را کشاورزى را ما، خود دولت بکند، خوب! کشاورزى که نمىتواند دولت کشاورزى بکند. کشاورزى را دولت باید تأیید بکند تا کشاورزها کشاورزى کنند. تجارت هم همین جور است. صنعت هم همین جور است. صنایعى که مردم ازشان نمىآید، البته باید دولت بکند، کارهایى را که مردم نمىتوانند انجام بدهند، دولت باید انجام بدهد. کارهایى که هم دولت مىتواند انجام بدهد و هم مردم مىتوانند انجام بدهند، مردم را آزاد بگذارید که آنها بکنند، خودتان هم بکنید، جلوى مردم را نگیرید. فقط یک نظارتى بکنید که مبادا انحراف پیدا بشود، مبادا یک وقتى کالاهایى بیاورند که مخالف با اسلام است، مخالف با صلاح جمهورى اسلامى است. این یک مسألهاى است که بسیار مهم است در نظر من. من کراراً هم گفتم، آقایان هم وعده دادند