صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨٨
یک واقعیت است ولیکن پیش ما یک قصه است، ما نیستیم این طور. در مسأله جنگ ما باید بگوییم اگر این را بگوییم خیلى بعید نگفتیم که شمشیر ایشان از آن وقتى که وقت این بوده است که ایشان جنگ بکند، تا آخر عمرشان در غلاف نرفته است. در تمام جنگهاى رسول خدا الا نادر ایشان بوده است و پیشقدم بوده است. بعد از رسول خدا مشاور جنگى بوده است ولو این که مدتهاى طولانى اسلام محروم شد از ایشان. بعد از این که مردم به ایشان بیعت کردند، باز هم تمام عمرش را به جنگهاى داخلى گذراند. این طور نبود که حالایى که من یک آدم عارفى هستم بروم کنار بنشینم براى این که من عارفم، من یک آدم زاهدى هستم، حالا که زاهدم دیگر کار نداشته باشم به مصالح مسلمین، بروم کنار بنشینم، من یک آدم فقیهى هستم، حالا که فقیه هستم دیگر کار نداشته باشم که به مسلمانها چه مىگذرد، من هم بروم کنار بنشینم. در عین حالى که همه این معانى در او بوده است، توحید در حد اعلا، معرفت در حد اعلا، فقه در حد اعلا، هر علمى در حد اعلا، در عین حال در جهاد هم در حد اعلا بوده، ابعاد مختلفه این است که در آن بعد این را وادار نمىکند که از این یکى صرفنظر بکند، جامعالجهات است.
مسأله اسلام است، مسأله مذهب نیست، همه مذاهب الان در معرض خطرند
ما که مىگوییم که ما شیعه حضرت امیر سلامالله علیه هستیم و الان کشور شیعه در معرض خطر است، الان کشور شیعه در معرض خطر است، اسلام در معرض خطر است، ما باز کنار بنشینیم و بگوییم که ما چکار به این کارها داریم، ما چه بکنیم، متاثریم از این که جوانهاى ما چه مىشوند، ما هم متاثریم. حضرت امیر هم متأثر بوده از این که جوانها چه مىشدند، اما مىنشسته خانه و بگویند من متاثرم؟! یا مىرفتند جنگ و خودشان جنگ مىکردند و در عین حال هم براى آنهایى که شهید شده بودند متأثر بودند؟ ما هى کنار بنشینیم و هى بگوییم که ما مىخواهیم چه بکنیم، چه، ما چه ، فلان از این حرفهایى که خودشان مىزنند و از مصالح اسلام و مصالح مسلمین و از این چیزى که الان براى کشور ما پیش آمده است، براى اسلام پیش آمده. مساله، مسأله تشیع نیست، مسأله اسلام است، مسأله مذهب نیست. همه مذاهب الان در معرض خطرند. الان که قدرتهاى بزرگ احساس این معنا کردند که اسلام یک همچو قدرتى دارد که مىتواند یک جمعیت چهل و چند میلیونى را در مقابل همه وادار کند و بایستد و بگوید نه این و نه او، حالایى که فهمیدند این قدرت، قدرت اسلام است، نه قدرت ملیت، قدرت اسلام است که دنیا را دارد به خطر - به خیال آنها به خطر مىاندازد، حالا آنها براى اصل اسلام دارند نقشه مىکشند، ما حالا بنشینیم بگوییم که ما اهل ولایت هستیم. اگر شما اهل ولایتید، چرا الان کشور ولایت در معرض خطر است و نشستید؟ این البته یک عدد معدودىاند، قابل ذکر نیستند اینها. چرا ما غفلت داریم از این معانى؟ ما اظهار مىکنیم ما شیعه امیرالمؤمنینیم. ما برویم ببینیم امیرالمؤمنین در مصالح اسلامى چه کردند، براى مصالح اسلام چه کردند، آن وقتى که زمان رسولالله بود و بسیارى از اشخاص آن وقت بودند که جنگ مىخواستند بشود نمىرفتند، اگر مىرفتند