صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧٠
مبدل شد و بعد پیروز شد و تا الان، روز به روز مىبینید که حضور ملت و تعهد ملت رو به افزایش است. این نه براى انقلاب است، براى انقلاب درونى است. انقلاب همه جا بوده است، بسیارى از جاها بوده است. این انقلاب درونى است که پیدا شد در این کشور و در این مملکت، و نیست الا به عنایات خداى تبارک و تعالى. ما از خود چیزى نداریم، هر چه بود عنایات او بود که این عنایات موجب شد که این انقلاب باطنى پیدا بشود و از آن حالتى که همه خود ملت ما مىدانند در سابق بود، به این حالت که حالا مىبینند متحول شده است، این موجب شد که انقلاب پیروز شد. پیروزى را ما باید از انقلاب درونى / درونى / مردم جستجو کنیم و تا این معنا حاصل نشود، انقلابها یک انقلابهاى تحویل قدرت از او به قدرت دیگر و وضع براى ملت همان جور که بود باشد.
تحول معنوى در ملت حاصل شده و این تحول به دست خداست
این آقایانى که از خارج آمدند و من از آنها تشکر مىکنم، ملاحظه کنند در کجاى دنیا الان شما پیدا مىکنید یک همچو جلسهاى که در این جا هست، کشاورزش پهلوى رئیس جمهورش، نخست وزیرش پهلوى کارگرش، همه مقاماتش پهلوى هم نشستند به طورى که کسى وارد این جلسه بشود نمىداند که آیا رئیس جمهور کدام است، نخست وزیر کدام است، کشاورز کدام است، کجا پیدا مىکنید این را؟ این تحول است که موجب بروز این اعجاز شده است. شما کجا پیداکنید که یک رئیس جمهور بیاید همدوش یک کشاورز بنشیند؟ شما هر جا ملاحظه مىکنید رئیس جمهورهایش به یک وضعى هستند که با مردم تماس ندارند، مردم را جزء موجودات حساب نمىکنند، هر چه مىبینند خودشان است. ما که رژیمهاى سابق را دیدیم و من که از زمان قدرت قاجاریه و بعد هم قدرت رضاخان و اذنابش و اولادش مشاهد این کشور بودم و دیدم که یک حکومت جزء در یک بلد کوچک با مردم چه مىکرده است، دست مردم به یک حکومتى که مال یک ده بود یا یک قصبه بود نمىرسید، مردم از دور حشمت او را مىدیدند، آنها وقتى که بیرون مىآمدند به مردم کار نداشتند، اتکال به سرنیزه بود. الان هم در دنیا وضع این طورى است، این طور نیست که یک جلسهاى حاصل بشود و نخست وزیرش آن جا بنشیند و کشاورزش آن جا و رئیس جمهورش آن جا و / عرض مىکنم که / عالمش آن جا و غیر عالمش آن جا، این طور نیست مساله. این تحول اسباب این شد که این پیروزى پیدا شد. من خدا را شکر مىکنم که در یک ملتى واقع هستم، یک فرد از یک ملتى، یک خدمتگزار یک ملتى هستم که تحول معنوى حاصل شده و این تحول به دست خداست. امکان نداشت که کسى بتواند یک نفر را این طور متحول کند، از مرکز فحشا به مرکز عبادت و عرفان بیاورد، به مرکز جنگ با کفار بیاورد، اگر همه ماها جمع مىشدیم که ده نفر را یک همچو قدرتى به آن بدهیم هرگز ممکن نبود براى ما، این یک مسأله معنوى است که دست خداست چنانچه همه چیز دست اوست. این تحول یک تحولى است که نمونه است در دنیا. هر حکومتى را شما ملاحظه کنید در طول تاریخ، هر ملتى را ملاحظه کنید در طول تاریخ، وضع این طور نبوده است.