صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٤
همین طور است، یک انقلاب شد به توسط مردم، یک انگیزه انقلاب بود و یک محتواى انقلاب. امیدوارم که انگیزه انقلاب در مردم الهى باشد. اما در انقلابات ممکن است که ما انقلاب بکنیم، یک حکومتى را برداریم یک حکومت دیگر براى خودمان درست کنیم، خودمان مىخواهیم به یک نوایى برسیم، کار نداریم ببینیم چه بشود. این چه محتوایش خوب باشد، چه محتوایش بد باشد براى ما فایده ندارد، براى این که مىخواهد تشکیل بدهد وقتى انگیزهاش این است که فقط به دستش بیاید یک قدرتى، بخواهند قدرتمند باشند، او سابقى بوده، ما آن قدرت را از او بگیریم، خودمان بگیریم. این با او نسبت به اصل مسأله انگیزه فرقى ندارد، یعنى یک حکومتى رفته است، یک حکومت دیگرى هم آمده است، هر دویشان هم مثل هم هستند، مثل سایر کودتاها مىماند که در دنیا واقع مىشود، این فرقى با هم ندارد. یک وقت این است که یک قیام مىشود، یک نهضتى مىشود براى یک کار خوبى اما الهى نیست. از باب این که کار خوب است براى ملتمان خدمت بکنیم کار خوب است، فلان، این ممکن است ارج بدهد اما آنى که مقصود است، نیست. آنى که مقصود است این است که انسان در کارهایش چه در تشکیل حکومتش، چه در انقلاب فرهنگىاش، چه در انقلابات دیگرش نظرش این باشد که یک کار الهى کرده باشد، این پیش خدا ارزش دارد مثل انبیا. انبیا کارشان به واسطه این ارزش داشت نه براى عمق کارشان و عرض مىکنم که سعه کارشان، حکومتشان زیاد باشد، کم باشد فرقى نمىکند این انبیا، آنى که هیچ نتوانسته کار بکند با آنى که خیلى کار کرده هر دو در انگیزه مثل هم هستند، یعنى هر دو مىخواستند که یک کارى براى خدا بکنند و پیش خدا ماجورند و هر دو هم ماجور هستند، یکى موفق شده، یکى موفق نشده است - آن دیگر دست خود این نبوده، موفق نشده است - و در انقلاب فرهنگى، آنى که براى شما فایده دارد (یک وقت براى مملکت فایده دارد، یک وقت براى دانشجوها فایده دارد، یک وقت براى شما آقایان) آنى که براى شما فایده دارد این است که انگیزهتان این باشد که این دانشگاه را ببرید طرف اسلام، الهىاش کنید. هر درسى مىخواهند بخوانند مانع ندارد، درسهایى که چیز است، اسلام با همه چیزها، الا بعضى از درسهااستثنا کرده، با همه موافق است، اما آنى که براى ماها فایده دارد این است که ما بخواهیم همین / مسألهاى که / اسلامى بودن را الهىاش کنیم، بخواهیم الهى باشد این کار ما، براى خدا کار بکنیم، این براى خودتان فایده دارد، موفق بشوید فایده دارد، موفق هم نشوید فایده دارد. و اگر این انگیزه شد مسلما دنبال این هستید که کار خوب باشد وقتى انگیزه الهى شد، دیگر نمىشود این که انسان انگیزهاش الهى باشد و دنبال این باشد که خودش یک / چیزى / راهى باز کند، حالا چى شد، هر چى شد، شد. این قهراً خواهد این طور شد که وقتى که انگیزه براى خدا شد، دنبال این است که این کار را انجام بدهد به طورى که خداپسند باشد، از این جهت در این کار موفق است. اگر موفق نشد در انجام و نتوانست انجام بدهد، خوب! قصور قدرتش است، قدرت نداشته بیشتر از این. اما پیش خدا این ارزشاش با آن کسى که قدرت داشته مثل هم مىماند.