صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢٤
بیتالمال مسملین را براى جلال و جبروت خودشان صرف نکنند، بیتالمال مسلمین صرف آن چیزى بشود که براى مسلمین است. وزارتخانهها باید وقتى که مىبینند که کارمند بیتالمال مسلمین هستند و مسلمین هستند و از آن جا حقوق مىگیرند و ارتزاق مىکنند و اداره، اداره بیت المال مسلمین است، حتى در آن مسائلى که حضرت امیر گفته ملاحظه کنند، کوچک نشمرند مسأله را، مسأله بیت المال مسلمین است و دستور، دستور اسلام است به حد ضرورت. البته راجع به آن چیزهایى که مربوط به حفظ مقامات است در حالى که ما الان درش مىگذرانیم این یک چیز لازم است اما به حد لزوم. حتى مطبوعات باید این توجه را داشته باشند که چیزهایى که براى ملت مفید نیست در روزنامهها ننویسند، کاغذ صرف این نکنند، وقت صرف این نکنند. باید رادیو تلویزیون توجه به این معنا داشته باشد که این از بیت المال مسلمین است، باید وقتش صرف چیزهایى که مربوط به مصالح مسلمین است، نشود، مسؤولیت دارد اینها. باید اشخاصى که، مقاماتى که هستند، ملاحظه کنند که به اندازه ضرورت مشاور بگیرند، به اندازه ضرورت خدمتگزار بگیرند، نه به اندازه دلخواه. و این معنا را باید همه ما بدانیم که دلخواههاى ما آخر ندارد. گمان نباید بکنیم که اگر ما به آن جا رسیدیم، تمام شد مسأله. آن جا که رسیدیم بیشتر خواهد شد. امروز حکومتهاى کوچک تقاضاهاى کوچک دارند، هواهاى کوچک دارند، لکن این طور نیست که این هواها محدود بشود. وقتى به یک حکومت بالاتر رسیدند، تقاضاها زیادتر مىشود، هواهاى نفس بیشتر مىشود. وقتى رئیس جمهور یک کشور پهناور مثل آمریکا یا شوروى یا هندوستان شدند، آن وقت هوایشان بالاتر مىرود، قانع نیستند به آن جا، حدود ندارد، انسان لا حد است در همه چیز. گمان نکند انسان که اگر یک جایى دارد که درش زندگى مىکند، یک جا بهتر پیدا کند، آن جا وقتى رفت راحت است. آن جا تازه اول این است که یک جاى بالاتر داشته باشد.
آفت انسان هواى نفس انسان است
من به آقاى رئیس جمهور عرض مىکنم، چهار سال گذشت و چهار سالها مىگذرد و همه حکومتها همین طور است، مىگذرد. آنکه نخواهد گذشت اعمالى است که ما انجام بدهیم، که اینها ثابت است در دفترهاى خدا ثابت است. اعمال خوب به ما بر مىگردد، اعمال بد به ما برمىگردد، همه چیز از خود ما هست و به ما بر مىگردد عکسالعمل ماست. باید توجه داشته باشند، همه توجه داشته باشیم به این که آفت انسان، هواى نفس انسان است و این در همه هست، سرچشمه مىگیرد از آن فطرت توحید. فطرت، فطرت توحید است، فطرت کمالطلبى است. کمال مطلق را انسان مىطلبد، خودش نمىفهمد، خیال مىکند که مقام خواهد، لکن وقتى بهش رسید، مىبیند این هم نیست. همه عالم را اگر چنانچه جمع کنند و به دست انسان بدهند، قانع نیست. مىبینید که قدرتمندهایى که قدرتشان زیاد است، بیشتر دنبال قدرت هستند، بیشتر دنبال توسعه قدرت خودشان هستند. آنها هم اگر چنانچه فضا را بگیرند و دریا را بگیرند و زمین را بگیرند و آسمان را بگیرند، قانع نیستند. اگر انسان