صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠٣
ملت و دولت ایران در این انقلاب عظیم ثابت نمودهاند که این اعتقادى پوچ و بىاساس است، و با آن که قدرت بزرگ به هر حیله و توطئهاى دست زدند تا آتش شعله ور سوزندهاى که در این کشور براى خاکستر کردن آمال شرق و غرب فروزنده شده به خاموشى کشند، مؤفق نشدند.
و امروز ایران اسلامى به برکت ایمان قوى و تعهد به اسلام و تحول عظیمى که در اقشار مختلفه حاصل شده است، دست شرق و غرب و انگلهاى منحرف را از کشور خود کوتاه و به هیچ قدرتى اجازه نمىدهد کوچکترین دخالتى در کشور اسلامى ایران نماید و این خود حجت قاطعى است براى مسلمانان و مظلومان جهان که با خواست ملتهاکسى نمىتواند دست تجاوز دراز کند و با آن مخالفت نماید. و ملتى که بین ذلت و شهادت، دومى را انتخاب نموده است، شکست پذیر نیست و ملتهاى مظلوم جهان چارهاى جز این ندارند و دولتهاى ملتهاى اسلامى نیز اگر با تودههاى محروم همگام و همراه شوند، از این پیوستگى و وابستگى ذلت بار که هزار بار مرگ بهتر از آن است نجات پیدا مىکنند و با عزت و ارزشهاى انسانى هماغوش شوند از خداوند تعالى مسألت مىنمایم که همه ما را به تکالیف الهیه و وظایف انسانیه آشنا فرماید.
و باید تذکر دهم به دولتهاى وابسته مرتجع، که با این کنفرانسهاى بىمحتوا و اعلامیههاى توخالى و حمایتهاى بىاساس، رژیم کافر و جنایتکار عراق را نمىتوانند نجات دهند و ممکن است خود به منجلابى که حزب بعث عفلقى در آن غرق شده است، غرق شوند. پس صلاح دین و دنیاى آنان این است که دست از این رفت و آمدها بردارند و بیش از این، این مفلوک را به رسوایى و خذلان نکشند و خود را به مهلکه دنیا و عذاب آخرت دچار نکنند.
٥ - در خاتمه باید به یک امر حیاتى که راهگشا براى رفع همه گرفتارىهاى مسلمین و مستضعفین جهان است، اشاره کنم و آن این است که کسانى که اندک تفکرى در اوضاع کشورهاى اسلامى بنمایند، به وضوح خواهند دانست که آنچه دو ابرقدرت جهان و قدرتهاى تابع این قدرتهابا هم اتفاق دارند. و هیچ گاه از این اتفاق دست بردار نیستند - عقب نگه داشتن کشورهاى جهان سوم، خصوصاکشورهاى پهناور و غنى اسلامى در ابعاد فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى و سیاسى و نظامى است و تحمیل جهات استعمارى در تمامى امور مذکوره بر جهان سوم مىباشد و براى این مقصد که در نظر آنان بسیار داراى اهمیت است، زحمتهامتحمل شدند و وقتهاو پول بسیارى صرف نمودهاند و مىنمایند. در سابق، سردمداران این توطئهها، بریتانیا و فرانسه بودند و پس از آن آمریکا و شوروى، اینان براى مقاصد شوم خود، کودتاها به راه انداختند و رژیمهایى را برچیده و رژیم وابسته به خود را به روى کار آوردند و بعید به نظر مىرسد که این دو ابرقدرت در صدد براندازى رقیب باشند - چه، که از آن مأیوسند. اختلاف بر سر تقسیم طعمههاو کشورهاى جهان سوم است و براى به دست آوردن سلطه استعمارى نو، بهترین راه را در حمله به فرهنگ ملتها دانسته و دانشگاهها را به خدمت گرفتند و با به دست آوردن این مراکز، از ره آوردهاى آنها مجلسهاى فرمایشى ساخته و حکومتهاى دلخواه به دست آوردند و نظامها را، سر تا قدم، غربى یا شرقى کردند و آنان که