صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩
بدتر از او، وضع انفعالى که حکومتها دارند.
مصیبت براى مسلمین این است که گرفتار یک همچو حکومتهایى هستند که همهاش انفعالى، وضع انفعالى دارند و براى عالم مصیبت این است که کسانى با ادعاى صلح دوستى و به ادعاى طرفدارى از تودهها به همه مردم ظلم مىکنند. آنها که خودشان را طرفدار حضرت مسیح جا زدند و ادعا مىکنند که حضرت مسیح فرموده است که: اگر چنانچه کسى به شما سیلى زد آن طرف صورتتان را بگیرید تا سیلى بزند، گرچه این دروغ است، حضرت مسیح، پیغمبر بزرگ خدا یک همچو حرف غیرصحیح را نخواهد زد. اگر به مسیح مجال داده بودند، همان طورى که موسى با قوم خودش با فراعنه عمل کرده بود، آن هم عمل مىکرد. لکن مجال نداشت. مع الاسف اینهایى که مىگویند ما طرفدار مسیح هستیم از آنهایى که کمونیست هستند و اصلا به خدایش اعتقاد ندارند، اینها بدتر مىکنند. که یعنى دیگر نمىشود گفت این از او بدتر، او از او بدتر، همه از هم بدتر. آنها به مسیح این نسبت را دادند آن هم دروغ، لکن خودشان که مىگویند ما طرفدار همچو ایدهاى هستیم، ببینید چه سیلى ها به مردم مىزنند. مردم چطور گرفتار اینها هستند. آنها از آن طرف، از این طرف هم مسلمانها که ملتهایشان تحت سلطه و دولت منفعل از این قدرتهاى بزرگ. اگر همین ماه مبارک رمضان را مسلمین خودشان را به طور جمعى به ضیافت خدا وارد کرده بودند و تزکیه کرده بودند، تصفیه کرده بودند خودشان را، ممکن نبود زیر بار ظلم بروند. زیر بار ظلم رفتن مثل ظالم ظلم کردن، هر دوش از ناحیه عدم تزکیه است، قدافلح من تزکى، در نماز عید، این سوره را مستحب است بخوانند. امر به تزکیه و ذکرالله، ذکر اسم الله: قدافلح من تزکى و ذکر اسم ربه فصلى. تزکیه، ذکر اسم الله و صلوه، اینها مراتبى است، اگر ما به این رسیده بودیم، نه حال انفعالى پیدا مىکردیم براى پذیرش ظلم و نه ظالم بودیم. همه از این است که تزکیه نشدیم. دولتهاتزکیه نشدند و نخواهند شد مگر خدا عنایت کند و ظالمند. ملتهایى هم که تزکیه نشدهاند، بار ظلم را به دوش مىگیرند. عذر ندارند ملتها در مقابل پذیرش ظلم، ایران این عذر را از آنها منقطع کرد. آن قدرتى را که ایران شکست، در آنها نیست، در بین حکومتهاى دیگر نیست، لکن مردم اول متحول روحى شدند و بعد هم آن کردند که دنیا دید. و این کشورى که الان در دست شما آقایان است، کشورى است که با تحول روحى یک همچو مسأله را پیش آورد، لکن حفظ این تحول اهمیتش بیشتر از اصل تحول است. باید همه کوشش کنند در حفظ این تحول. این جوان شما که آنها مىخواستند بکشندشان به مراکز فساد و آنها را از خود بیخود کنند تا حکومت کنند، این جوانها را خداى تبارک و تعالى تؤفیق داد از آن جا درآمدند به سنگرها رفتند، از آن مفاسد خودشان را خلاص کردند و به معابد رفتند، یعنى، همان سنگرهایى که معابد الهى است.
آنهایى که به ما اشکال مىکنند که شما چرا سازش نمىکنید با این قدرتهاى فاسد، آنها از باب این که همه چیز را با چشم مادى ملاحظه مىکنند، با چشم طبیعى حل و فصل اشیاء را مىکنند. آنها نمىدانند که انبیاى خدا چه رویهاى داشتند، با ظالم چطور برخورد مىکردند، یا مىدانند و خودشان را