صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٢
نازل مىشود تا مىرسد به این جایى که به صورت حروف و کتاب در مى آید که ما هم از آن استفاده ناقص مىکنیم. و اگر سر لیلة القدر و سر نزول ملایکه در شبهاى قدر - که الان هم براى ولى الله اعظم حضرت صاحب سلام الله علیه این معنا امتداد دارد - سر اینها را ما بدانیم، همهء مشکلات ما آسان مىشود. تمام مشکلاتى که ما داریم براى این است که ما محجوبیم از این که واقعیت را آن طور که هست و نظام هستى را به آن طورى که تنظیم شده است، مشاهده کنیم. ما گمان مى کنیم که حیات در این جا چیزى است و نبودن در این جا نقصى است. در صورتى که حیات در این جا نازله آن حقیقتى است که از عالم غیب آمده است و موت - اگر چنانچه موت انسانى باشد - رجوع به همان مرتبهاى است که در اول بوده است، و البته مراتب مختلف و شؤون مختلف است. و ما امیدواریم که از فیض ماه مبارک و فیض عید ماه مبارک - که عید وصال است - ما هم حظى ببریم که بتوانیم در این مشکلاتى که بر ما وارد مىشود، سرفراز بیرون بیاییم، تمام چیزهایى که انبیا آوردند، /اینها/ مقصود آنها به ذات نبوده است، مقصود آنها به ذات نبوده است، تشکیل حکومت مقصود به ذات نیست براى انبیا. دعوتها هرچه مىشود مقدمه است براى این که انسان را بیدار کنند، انسان را بفهمانند به او، ارائه بدهند به او که چه بوده است و چه هست و چه خواهد بود و عالم چه جور است وضعش با ذات مقدس حق تعالى. و ما دستمان از این مسائل کوتاه است و امیدواریم که به برکت اولیا خدا، ما هم یک آشنایى ضعیفى پیدا بکنیم و بعض از حجب، از پیش چشم ما برداشته بشود. خداى تبارک و تعالى که مىفرماید که: الله نور السموات و الارض و هوالاول و الاخر و الظاهر و الباطن ، این را ما با قلبمان، با وجودمان ادراک کنیم، نه ادراک علمى، مشاهده، ادراک علمى آسان است، لکن رسیدن به آن جایى که انسان دریابد این مسائل را، این کار مشکلى است و محتاج به مجاهدت؛ و انبیا و اولیا با مجاهدات خودشان به این مسائل رسیدهاند. ادعیهاى که از ائمه علیهم السلام وارد شده است (که به تعبیر بعضى قرآن صاعد است) این ادعیه به قدرى معارف الهیه در آن هست که انسان متحیر مىماند، آن قدر معارف در ادعیه هست. مسائلى که ائمه علیهم السلام براى نوع مردم گفتهاند به طور مسالهگویى به طور تعیین وظایف، آنها یک باب است که روى همان عرف عام صحبت شده است، وقتى که رسیدند به مناجاتها و ادعیه، مسائل فرق کرده است. آن جا دیگر زبان عامهء مردم نیست، البته در آن همه چیز هست، لکن آن معارفى که در ادعیه و مناجاتائمه علیهم السلام هست، آنها یک زبان دیگرى است غیر زبان معمولى و غیر زبان ذکر احکام الهیه. و مطالعه این ادعیه راهگشایى است براى انسان و رسیدن به بعض مدارج الهیه. و من امیدوارم که همان طورى که این کشور ما و این ملت عزیز، در همه چیز متحول شده است، در این معانى هم متحول بشود.
اسلام این طور مردم را متحول کرده که ترس را از دلهابرده است
و امیدوارم که تحول همان طورى که در میدان جنگ و در تظاهرات، در این ایام پیدا شد که تظاهرات به طورى بود که سابقه نداشت، و این از هنر اسلام است و هنر ملت ایران. هنر اسلام؛ که بعد