صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٨
بیاورید، ارزش روحانیت را از دست ندهید. در کیفیت تحصیل آن علوم هم هرچه بروید سراغ تجملات - و انشاء الله نمىروید از علومتان کاسته مىشود. آنهایى که این کتابهاى قطور را نوشتند و پر ارزش را، زندگى شان یک زندگى طلبگى بوده مثل شیخ انصارى و مثل امثال اینها. یک زندگى طلبگى بوده. آنها توانستند اسلام را در همهى جهات حفظ کنند و فقه را به پیش ببرند و مسائل دینى را افزایش بدهند (یعنى فروع را) و آن کتابهاى ارزشمند را عرضه کنند به مردم. براى این که آنها ارزش را به این نمىدانستند که من خانهام باید چه جور باشد، حالا سه تا اتاق داریم کم است، چهار تا! شما خیال مىکنید که اگر ده تا اتاق هم باشد کافى براى شما هست؟ خیر! اگر همهء این دنیا را به یک کسى بدهند، کافى نیست، مىگوید: باید برویم جاى دیگر. این فطرت انسان است، فطرت خداخواهى است، این یکى از فطرتهایى است که هر کس هرچه بیابد، آن گم شدهء خودش را نیافته، آن گم شده یک چیز دیگرى است و لهذا آن که دنبال قدرت مىرود، قدرت مطلق مىخواهد، قدرت مطلق خداست، آن که دنبال علم مىرود، علم مطلق مىخواهد، علم مطلق علم خداست. هر که دنبال هر کمالى برود یا هر چیزى برود، او کمال مطلقش را مىخواهد و همه خدا را مىخواهند، خودشان نمىدانند. عذابهایى که به ما مىشود براى حجابهایى که در ما هست. آن که حجابها را پاره کردهاست، ارزشها را مىفهمد و رسیده به آن جایى که باید بفهمد.
شما که مىخواهید مردم را دعوت کنید به آخرت، باید قدم اول را خودتان بردارید
مناجات شعبانیه را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجاتهایى است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایى مىرساند. آن کسى که این مناجات را گفته و همه ائمه هم به حسب روایت مىخواندند، اینها، آنهایى بودند که وارسته از همه چیز بودند، مع ذلک آن طور مناجات مىکردند، براى این که خودبین نبودند. هر چه بودند این طور نبوده که خودش را ببیند، که حالا من امام صادقام دیگر، نه! امام صادق مثل یک آدمى که در معصیت غرق است مناجات مىکند براى این که مىبیند خودش هیچ نیست و هر چه هست نقص است و هر چه هست از اوست. هر چه کمال است از اوست، خودش چیزى ندارد. هیچ کس چیزى ندارد، انبیا هم هیچى نداشتند، همه هیچاند و اوست فقط، همه هم دنبال او هستند، همهء فطرتها دنبال او هستند، منتها چون ما محجوبیم، نمىفهمیم که ما دنبال او هستیم آنهایى که فهمند، آنها وارسته مىشوند و مىروند سراغ همان معنا. این کمال انقطاعى که خواستند، این کمال انقطاع همین است که از همهء این چیزهایى که هستش، اصلش به کنار باشند.انه کان ظلوماً جهولا را که در آیهء شریفه وارد شده است که عرضنا الامانه على السموات والارض والجبال فابین کذا ، بعد مىگوید: ان کان ظلوماً حهولا ، بعضى مىگویند که ظلوماً جهولا بالاترین وصفى است که خدا براى انسان کرده، ظلوماً که همه بتها را شکسته و همه چیز را شکسته، جهولا براى این که به هیچ چیز توجه ندارد و هیچ چیز را متوجه به آن نیست، غافل از همه است. ما نمىتوانیم این طور باشیم، ما امانت دار هم نمىتوانیم باشیم،