صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣
مىکند این است که در این کشور اختلاف ایجاد بشود.
آن روز من براى رفع اختلاف یک کلمه گفتم. دنبالش یک مسائلى پیش آوردند که خودش اختلاف انگیز بود. امروز من عرض مىکنم که آقایانى که در منابر در این ماه مبارک یا بعدش، فرق نمىکند، خصوصاماه مبارک که بیشتر منبر مىروند و بیشتر صحبت مىشود بدانند که اسلام از آنها مىخواهد که با هم باشید. فرض مىکنیم که یک مقام بسیار عالىاى هم از شما گرفته شده است (فرض مىکنیم و حال اینکه نیست اینجور) این موجب این نمىشود که شما خداى تبارک و تعالى را ناراضى کنید از خودتان، براى اینکه من حالا در این قصه پیروز نشدم (اگر اسم این پیروزى باشد) رضاى خدا را در نظر داشته باشید و خودتان را بنده خدا بدانید که هر طور پیش بیاورد آنطور را راضى هستید، همانطورى که بندگان خالص خدا، اولیاى معظم خدا اینطور بودند. هر چه براى سیدالشهداء (به حسب روایت) نزدیک مىشد ظهر عاشورا و جوانهایش یکى یکى از بین مىرفتند، صورتش افروخته تر مىشد براى اینکه مىدید رو به مقصد دارد مىرود. وقتى بنا شد که همه ما مىخواهیم که خدمت کنیم به این کشور، مىخواهیم که آن مسائل سابق برنگردد، مىخواهیم که اسیر نباشیم در دست مستشارهاى آمریکائى یا قلدرهاى روسى، ما که بنا داریم اینطور باشیم، راهش این است که ما با هم باشیم یعنى همانطورى که توده مردم، به حسب نوع این توده مردم هستند سران مردم هم اینطور باشند.
اختلاف علما، اختلاف ملت است نه اختلاف افراد
من گاهى شاید بسیارى از اوقات خوف این را دارم و از این خوف هم گاهى ناراحتم که نبادا مردم براى خاطر ما بهشت بروند و ما جهنم و آنوقت مشرف باشند آن بهشتىها بر ما، ما آن خجالت را چه بکنیم. آنها براى رضاى خدا عمل کردند و مىکنند و شما آقایان را به کرسى وکالت نشاندند و حالا هم باز دسته دیگر را نشاندند. آنها براى خدا کار کردند. اگر ما انحراف پیدا کنیم و بالخصوص اختلاف ایجاد کنیم، به واسطه حرفهایمان اختلاف ایجاد کنیم، این خوف همان معنا هست که فردا ما در عذاب باشیم و آنها در نعمت باشند و آنها به ما بگویند ما براى خاطر شما آمدیم به بهشت و شما چرا رفتید جهنم. و این خجالتى که انسان در آن روز خداى نخواسته مىکشد از آن آتش سختتر است. مجلس گمان نکند که در یک مجلس صحبت مىکند، ائمه جمعه گمان نکنند که در یک جاى محدود صحبت مىکنند، امروز دیگر حدود برداشته شده است، دیوارها ریخته شده است. اگر دیروز یک کسى در یک مجلسى مثلاً یا در محل اقامه جماعت و جمعه صحبت مىکرد، در یک جمعیت محدودى صحبت مىشد و تمام مىشد. امروز همه مىدانید اینطور نیست، خصوصاً در ایران که مجلسش منعکس مىشود مستقیما و راجع به خطب جمعه هم منعکس مىشود و من گاهى وقتهاچیزهائى را که از رادیوى خارج مىشنوم بعدش از رادیوى خودمان مىشنوم، آنها زودتر از ما نقل مىکنند. در یک همچو محیطى تکلیف خیلى زیاد است. انحرافات اگر پیدا بشود، این انحرافات، انحرافات محدود نیست،