صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧
ارتش ارج قائل است و اسلام ارتش را لازم میداند و احترام براى او قائل است و پشتیبان اوست و ملت ایران هم که مسلمان هستند و ما هم که به عنوان یک مسلمان هستیم، ارتش را با کمال قدرت حفظ مىکنیم و وسوسههایى که ممکن است در بین ارتش گفته بشود یک وقتى که این مسائل ممکن است شما هم یک وقتى چه بشوید، شما هم یک وقتى چه بشوید، این مسائل را بکلى منسى کنید و کنار بگذارید که ایران و تمام مردم مسلمان ایران با ارتش دوستند و پشتیبانند. چنانچه مىبینید که شما دارید آنجا جنگ مىکنید مردم هم دارند پشت سر شما همه کمکها را مىکنند بدون اینکه کسى الزامشان بکند، خودشان، بچه کوچولو هم مىآید قلکش را مىدهد براى شما، پپرزن هفتاد ساله هم مىآید آن طلایى که ذخیره کرده است مىدهد براى شما. ایران ارتش لازم دارد، اسلام ارتش، لکن یک ارتش اسلامى. این مطلب را من باید بگویم یکى از مهماتى است که در ارتش لازم است و آن این است که اسلامى باشید شما. شما با اسلامیتتان بر این قدرتهاى بزرگ غلبه کردید، ارتش و همین طور سپاه پاسدار و سایرین با قدرت اسلامى و اینکه شهادت را براى خودش یک فوزى مىدانست و اینکه هر وقت مىآیند پیش من، هر کدام از آنها مىآیند، بسیارى از اینها که مىآیند پیش من گریه مىکنند که شما دعا بکنید که ما شهید بشویم و من دعا مىکنم که پیروز بشوند، یک همچو روحیهاى وقتى که در یک فرد یا افراد پیدا شد دیگر پیروز است. و این روحیه بود که پیدا شد و این روحیه در پناه اسلام پیدا شد، هیچ مکتب دیگرى نمىتواند اینطورى درست کند که گریه کند که بگوید من کشته بشوم. دیروز یک کسى که پایش از اینجا قطع شده بود، عصا زیر بغلش گذاشته بود، آمده اینجا، من باهاش مصافحه کردم گفت دعا کنید من شهید بشوم. این روحیه در اثر اسلام است. کوشش کنید که در این پادگانها هر جا هستید اینها اسلام را تقویت کنید. این انجمنهاى اسلامى مفید به شماست، اگر چنانچه یک کسى گفت که انجمنهاى اسلامى به درد نمىخورد و ارتجاعى هست، این همان ارتجاعى است که به همه ما مىگویند و به همه شما مىگویند، این همان ارتجاعى است که با این کلمه مىخواهند شما را کنار بزنند و آن اشخاص مترقى را بیاورند. آن اشخاص مترقى کىاند؟ یا از امریکا باید بیایند مترقىها، یا از شوروى باید بیایند این مترقىها. این ارتجاع در مقابل مترقى یعنى اسلام و ایران در مقابل آمریکا و در مقابل شوروى، این انجمنهاى اسلامى همهشان براى شما مفیدند. البته من به انجمنهاى اسلامى هم سفارش کردم به اینکه فقط جهات اسلامى را در نظر بگیرند و هیچ دخالت دیگرى در امور نکنند، دخالت مال خود فرماندهان هست. لکن این را توجه بکنید که اگر یک وقتى اشخاصى آمدند وسوسه کردند که این انجمنهاى اسلامى مثلا چندان فایده ندارد یا ضرر دارد یا ارتجاع هست یا اینها، این همان نقشهاى است که آنها مىکشند براى اینکه عرض بکنم که رفراندم حاصل بشود، مثلا شاید دیگر آخوندها بروند کنار، متدینین بروند کنار، انجمنهاى اسلامى نباشند، شاید باز آن مسائل زمان طاغوت بیاید تو کار، باطن اینها را تهى کند از آنى که باید باشند. این هم از امور مهمى است که باید توجه کنید و من هم آگاهم از داخل ارتش، اینطور نیست که من بى اطلاع باشم، من آگاهم که چه اشخاصى گاهى مىآیند و چه اشخاصى حرف هائى مىزنند و چه