صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥
همین بنشینند تماشا کنند که به ضد اسلام مقاله بنویسند و سب اسلام را بکنند و حکم ضرورى اسلام را غیر انسانى بخوانند، بعد از اینکه من مىبینم ائتلاف شما با اینهاست، خوب، من با این جمعیت نماز خوان و متدین چه بکنم؟ من به اینها علاقه داشتم، حالا به بعضىشان هم باز علاقه دارم، با اینها ما تکلیفمان چیست؟ خوب، چرا حسابتان را جدا نمىکنید؟ من حالا باز عرض مىکنم به شماها حسابهایتان را جدا کنید، به مجرد اینکه کمونیستها هم به ضد اسلام است، آقایان از کمونیستها هم دعوت کردند که بیائید، بیائید با هم باشیم. خوب، جبهه ملى تکلیفش معلوم است، آن صریحا به ضد اسلام قیام کرده، اما شمایى که مسلمان هستید و هیچگاه نمىخواهید به ضد اسلام قیام کنید، چرا اینقدر هواهاى نفسانیه زیاد شده است که نمىفهمید دارید چه مىکنید ؟چرا اینقدر شیطان در نفس ماها سلطنت پیدا کرده است که چشمهاى ما را کور کرده است و قلبهاى ما را وارونه کرده است؟ بیائید حساب خودتان را جد اکنید. آیا نهضت آزادى هم قبول دارد که، آن حرفى را که جبهه ملى مىگوید؟ آنها هم قبول دارند که این حکم، حکم قصاص که در قرآن کریم و ضرورى بین همه مسلمین است، غیر انسانى است؟ آیااین نماز شب خوانها این را قبول دارند یا نه؟ شک ندارم که قبول ندارند. خوب، اعلام کنید. چرا ساکت نشستهاید، مگر نهى از منکر فقط باید من را نهى کنید؟ نهى از منکر فقط براى این است که دولت را خرد کنید و مجلس را خرد کنید و چه؟! با منکر مىخواهید نهى از منکر کنید؟! کدام منکر؟ شما مىفرمائید که آن کسى که دعوت مىکند به اینکه بیائید با این حکم غیر انسانى اسلام راهپیمائى کنید، مسلمانها بنشینند تماشا کنند سب به رسول الله بشود، سب به قرآن هم بشود، این سب به قرآن است.
با اسلام و روحانیت اسلام سرسخت مخالف بودند، از اولش هم مخالف بودند
مسلمانها بنشینند تماشا کنند یک گروهى که از اولش باطل بودند، من از آن ریشههایش مىدانم، یک گروهى که با اسلام و روحانیت اسلام سرسخت مخالف بودند، از اولش هم مخالف بودند، اولش هم وقتى که مرحوم آیت الله کاشانى دید که اینها خلاف دارند مىکنند و صحبت کرد، اینها کارى کردند که یک سگى را نزدیک مجلس عینک به آن زدند اسمش را آیت الله گذاشته بودند. این در زمان آن بود که اینها فخر مىکنند به وجود او، او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل یکى از علماى تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگى را عینک زدند و به اسم آیت الله توى خیابانها مىگردانند، من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست، این سیلى خواهد خورد و طولى نکشید که سیلى را خورد و اگر مانده بود سیلى را بر اسلام مىزد. اینها تفالههاى آن جمعیت هستند که حالا قصاص را، حکم ضرورى اسلام را غیر انسانى مىخوانند.
ما تکلیفمان با آنها خوب، تا یک حدودى معلوم است، هر وقت هم مصلحت پیدا بشود، روشنش مىکنیم.