صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٠
نمىفهمند، اگر مىفهمیدند مىآمدند تعریف از فلان آدمى که مثلا پیش مردم یک ارزشى دارد، هى شروع مىکردند تعریف کردن، همین اسباب این مىشد که ارزشش از بین مىرفت. اگر بگین به ما فحش بدهد ما ارزشمان شاید پیش مردم، اگر باشد، زیادتر بشود. به دولت ما بد بگوید بگین یا صدام یا دیگران که در این طریق هستند، آنها اگر به ما بد بگویند، من مىگویم خوب حق دارند براى اینکه صدام مىخواست که سه چهار روزه یک کشورى را بگیرد حالا یک سال است که باز مىبینیم که او شکستش زیاد است و ما بحمد الله جلوتر داریم مىرویم و انشاء الله زودتر هم جلو خواهیم رفت. وقتى صدام مىبیند تمام آبرویش بسته به این است که یک کارى بکند، یک صلحى، یک صلحى که براى او لااقل یک قدرى سرپوش باشد بکند و ایران حاضر نمىشود مذاکره کند مگر اینکه او کنار برود و از بین برود، خوب البته او باید دشمن بشود و بگوید که ما پنج هزار نفر را کشتهایم. همین چند روز که شکست فاحش در دو سه جا خوردند، او گفته است که ما پنج هزار نفر از ایرانىها را کشتیم و چه کردیم و چه کردیم. خوب اگر این را نگوید، چه بکند؟ باید یک همچو چیزهایى بگوید. یا آنهایى که از اینجا شکست خوردند و رفتند، اگر این شیطنتها را نکنند، چه بکنند؟
اگر از یک ملتى که آنها را بیرون کرده است و بجاى آنها وفادارى خودش را به اسلام اعلام کرده است و در خیابانها مىریزد و اعلام مىکند و مىگوید که ما خودمان حاضریم بیاییم شماها را حفظ کنیم و دولت خودمان را، مجلس خودمان را حفظ کنیم، این چیزى را که از ملت مىبینند که در غیاب آنها، آنها فرار کردند و در غیاب آنها مردم اینطور سرشوق هستند و اینطور مردم متوجه به حفظ دولت خودشان هستند و مجلس خودشان هستند، خوب آنها باید به ما بد بگویند، نمىشود نگویند، باید ما را خونخوار حساب کنند که اینها آدمکشند و اینها. آنها خودشان این آدمها را مىکشند، بسیار مردم صالح خیلى خوبى هستند که رجائى را، آقاى باهنر را نمىدانم آقاى قدوسى را، اینها را کشتهاند، خیلى آنها کارهاى بزرگ کردهاند!!
ایران با ثباتترین ممالک است و این انفجارات دلیل بر ثباتش هست
این کار بزرگى نیست که یک بمب بگذارند یک جائى، بکشند یک نفر را. این کارها، انفجارات، الان در همه دنیا هست چهارتایش هم اینجا باشد. ما وقتى مقایسه کنیم مملکت خودمان را بر همه ممالکى که در عالم هست، با ثباتتر از مملکت ما کدام مملکت است؟ کجاست که وقتى یک نخست وزیر ترور بشود به مجرد اینکه شد، یک نخست وزیر دیگرى به جاى او مىآید و زمام امور را دست مىگیرد؟ کجاست که یک رئیس جمهورى وقتى که با یازده میلیون به قول خودشان راى دارد، وقتى مردم ببینند انحراف پیدا کرد همان یازده میلیون بر ضد او قیام مىکند که نتواند در این کشور بماند و فرار کند با آن وضعى که داشته است و دنبالش رئیس جمهور تعیین کردند. کجاست که اینطور ثبات داشته باشد؟ کجاست که هیچ یک از ارگانهایى که الان هست، متزلزل نشدهاند به واسطه کشتن یکى یا دو تا؟ در صورتى بود که یک شاه مردگى سابق البته اینطور بود تا یک کسى مىمرد، شاهى