صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٥
مىگفتیم خوب راست مىگوید، سادات راست مىگوید: آقایان چه کار دارند به سیاست؟ چنان براى اینکه خود آقایان هم دخالت نمىکردند. اما امروز ما مىفهمیم، ملت ما مىفهمد، علماء اسلام فهمند در ایران که این نقشهاى که سادات دارد انجام دهد، این همان طرحى است که سابقا در ایران هم انجام گرفت. و لکن حالا چون علماى مصر یک قدرى توجه به مسائل دارند، مىخواهند در امور دخالت کنند، او وحشت کرده از اینکه مبادا اینها دخالت کنند و حکومت او را متزلزل کنند. هم ملتها را اینها اغفال کرده بودند و هم علما را. آدم بسیار مقدس آن بود که هیچ کار به کار جامعه نداشته باشد، دولت هر کارى مىخواهد بکند دولت است، تسلیم باشد در مقابل دولت، مامورین دولت هر کارى مىخواهند بکنند، تسلیم باشند در مقابل او و هیچ دخالتى نکنند. این البته اگر چنانچه شما آقایان هم دخالت نکنید و ماها هم هیچ دخالت نکنیم، احترامات محفوظ است، سلام را با خیلى مد هم سلام به آدم مىگویند، دست هم ممکن است یک وقت ببوسند لکن به شرط اینکه حدود محفوظ باشد، سیاست مال ما و مساله گوئى هم مال شما، مسجد مال شما، صحنه سیاست مال ما. اگر این مطلب را آقایان قبول بکنند محترم هم هستند واگر آمریکا خاطر جمع باشد که آقایان دیگر بنا ندارند در سیاست دخالت کنند، دستش را از روى این ملت و از این شیطنتها برمىدارد، براى اینکه آنى که از او مىترسد، از آخوند مىترسد. اینها دیدند که آخوند همیشه دنبال این بود که یک صدائى درآورد، همان وقتى هم که در زمان رضاخان آن اختناق عجیب و غریب بود که هر کسى از همسر خودش مىترسید، آن اختناقى که در زمان رضاخان بود هیچ ربطى به آن اختناقى که در زمان محمدرضا بود نداشت. در همان زمان اختناق، خوب چندین قیام از علما شد، از آذربایجان شد، از اصفهان شد که از اصفهانش همه علماء ایران را دعوت کردند به قم و از مشهد شد، دیدند که خوب این مردم، این جمعیت با اینها باز هستند و آن نقشهاى که اینها را از هم جدا کنند و اینها را مرفوض کند انجام درست نگرفته است و این قیامها در زمان اختناق هم هست، دنبال این بودند که این طایفه را کنار بگذارند و اگر این طایفه را کنار بگذارند، همه مقاصدشان با سهولت انجام گیرد. شما خیال نکنید که این قشرهاى روشنفکر و ملى گرا و امثال ذلک کار از آنها مىآید، اینها پیش مردم که حسابى ندارند، مردم به اینها کارى ندارند، آنى که از او مىترسند از جامعه مىترسند، از ملت ترسند،آنى که با ملت سر و کار دارد شما آقایان هستید. ایران در هر دهش یک اهل علم هست، حالا اگر نباشد هم خوب، خیلى نادر است و در هر شهرى عدهاى هستند، در هر استانى عدههائى هستند و اینهایند که آنها از آنها مى ترسند مىگویند که اینها مردم به آنها توجه دارند.
ائمه جماعات وقتى که در مسجد مىروند هر کدام یک عدهاى دارند و یک عده مرید دارند، یک عده ماموم دارند، اگر یک وقت صدایشان در آید، خوب، این اسباب زحمت مىشود. این دژ را باید بشکنند، با هر قیمتى که شده است دنبال اینند که اینها را از بین ببرند، الان هم هستند، آنوقتى که اینها درست ادراک نکرده بودند و حدس مىزدند، خوب حدسى بود هم که درست بود که این طایفه در بین مردم اینطور هستند که مىتوانند مردم را بسیج کنند، با اینکه نشده بود یک همچو امرى، معذلک آنقدر