صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٨
مىخواهیم زحمت بکشیم و باید این ملت آزاد باشد و کذا، مشت اینها باز شد که اینها از چه سنخ آزادى مىخواهند، آزادى انفجار، آزادى انفجار اینها مىخواهند، اینها خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توى مردم و بعد از یک سال دیگر بسیارى از جوانهاى ما را منحرف کنند آزادانه و بسیارى از کارهائى که مىخواهند زیر جلى انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند. براى اینکه آزادى است، بىجهت نیست که در آن نطقهاى با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت مىزنند و کف مىزنند، امام مظلوم ما به شهادت رسیده، روز شهادت امام مظلوم ما، پاى نطق و سخنرانى یک نفر آدمى که با آنها دوست است کف مىزنند و سوت مىکشند و آمریکا را از یاد مىبرند. خط این بود که اصلا امریکا منسى بشود. یک دسته شوروى را طرح مىکردند تا آمریکا منسى بشود، یک دسته الله اکبر را کنار مىگذاشتند، سوت مىزدند و کف مىزدند آن هم در روز عاشورا، خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسى بشود. و لهذا دیدید که آن روزى که این جوانهاى بیدار عزیز ما این لانه جاسوسى را گرفتند، این شیاطین به دست و پا افتادند. یکى گفت که اینها خط شیطان هستند و دنبال این کردند که ما الان اسیر آمریکا هستیم. نه اینکه نمىفهمیدند که نه، اسیر آمریکا نیستیم، مىخواستند که ما را از استقلال بیرون بیاورند و به دامن آمریکا بیندازند و قضیه گرفتن این محل جاسوسخانه ناگوار بود براى آنها، براى اینکه پروندههاى اینها هم ظاهر مىشد، پیدا مىشد این پروندهها. اینهمه کوشش براى اینکه اینها را رها کنید بروند، ما در گرو آمریکا هستیم، اینها را بگذارید بروند اینهااین جوانهاى عزیز ما که مىگفتند ما در خط اسلام هستیم، مىگفتند به آنها که شما در خط شیطان هستید، خوف این بود که این پروندهها ظاهر بشود و این چهرههائى که قالب زدند خودشان را، این چهرهها معلوم بشود که چطور اشخاصى بودند.
هر روزى که این منافقین قدرت پیدا کنند شما را هم مىبرند، براى اینکه شما لااله الا الله مىگوئید و آنها با لا اله الاالله مخالفند
من حالا هم باز به این افرادى که خیلى منحرف نیستند، من به اینها باز نصیحت مىکنم که شما بیایید و حسابتان را از این منافقین که قیام بر ضد اسلام کردند حسابتان را جدا کنید، نه اینکه بگویید که خشونت شما نکنید، آنوقت به من هم بگویید که شما هم خشونت نکنید، این معنایش این است که ما و آنها مثل هم هستیم، آنهائى که شناختشان را گمان ندارم این آقایان ندیده باشند، اینهائى که کتاب عقایدشان را منتشر کردهاند و این آقایان هم شاید و لابد دیدهاند آنها را، با ما که میدانند که ما لااقل مسلمان هستیم، مسلمان بدى هستیم، اینها حسابشان را جدا نمىکنند ما من مکرر گفتم آقا شما دیدید که آقاى بنى صدر حسابش را جدا نکرده، خدا مىداند که من مکرر به این گفتم که آقا اینها تو را تباه مىکنند. این گرگهائى که دور تو جمع شدهاند و به هیچ چیز عقیده ندارند، تو را از بین مىبرند، گوش نکرد، هى قسم خورد که اینها فداکار هستند، اینها مردم کذا هستند (یعنى آنهائى که دور و بر او هستند) خوب من مىدانستم که اینجور نیستند یک دستهاى که مىروند توى وزارتخانه دزدى مىکنند