صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٨٤
اینکه اینها دوباره غلبه کنند. امروز شما پیروزید. ملت مصر امروز قدرت دستش است، ارتش معلوم نیست که با دولت باشد مگر آنهائى که جیره خوار آمریکا هستند. ارتش مصر توجه کند به اینکه اگر چنانچه بخواهد پشتیبانى کند از این حکومتى که اعلام کرده است که من تابع آمریکا هستم و اسرائیل و من هر کس دم از اسلام بزند او را خفه مىکنم، این ننگ را به خودش ارتش مصر راه ندهد و مهلت ندهد تا بعد از این باز اسرائیل بیاید و به شما حکومت کند و اسرائیل و آمریکا مقدرات شما را در دست بگیرند. ارتش عراق چه بهرهاى برد از این کار؟ خطاى صدام که به واسطه خدمتگزارى به امریکا و خدمتگزارى به اسرائیل که از ایران صدمه دیده بودند به ایران حمله کرد، ارتش عراق چه بهرهاى از این برد جز اینکه هزاران نفر از افرادش در اینجا کشته شدند؟ ارتش عراق که مىبیند ملت عراق با این حزب فاسد، با این حزب کافر مخالف است او هم مخالفت کند و دیگر اجازه ندهد بیش از این جوانانشان کشته بشود. ما و ارتش ما نمىخواهیم که جوانان مسلمین که با فشار به ایران مىآیند براى اینکه عمل کنند بر طبق افکار فاسد صدام، کشته بشوند. ما همه ملت اسلام و جوانان اسلام را دوست داریم و مىخواهیم که به راه حق و به راه اسلام و به راه ملتهاى خود سیر کنند. ارتش عراق چرا نشسته و صدام دارد مملکت عراق را تباه مىکند وارتش عراق را تباه مىکند و اسلام را زیر پا میگذارد؟ ارتش عراق! ملت عراق! بپا خیزید و این تفاله ها را بیرون ریزید. همه ملتهاى اسلام باید قیام کنند و راه حق را به پیش بگیرند. همه دولتها باید برگردند و خاضع بشوند در مقابل ملت، البته از صدام گذشته است مثل اینکه از سادات هم گذشته بود.
چرا جوانان گول خورده در احوال سرانشان مطالعه نمىکنند؟
و اینهائى که در داخل کشور ما به تخیلات فاسد مشغول به شرارت هستند ما هیچ میل نداریم که این جوانهاى گول خورده و این دختر و پسر گول خورده در این بیغولهها پیش این شیاطین باشند و از آنها الهام بگیرند. شما جوانها دختر و پسر چه دیدید از این سران فاسد خودتان جز ادعا و جز انحراف؟ مگر همینها نبودند که ادعا مىکردند ما با خلق موافقیم، با دیگران مخالف و با اجانب مخالف، مگر اینها ادعا نمىکردند و باز هم نمىکنند لفظا که ما با امریکا مخالفیم و با غرب مخالف. شما دیدید که عملا بر خلاف این عمل کردند و به دامن امریکا پناه بردند و امریکا از آنها پشتیبانى مىکند. شما جوانها چرا فکرتان را در اختیار دیگران گذاشتید؟ چرا استقلال فکرى ندارید؟ چرا خودتان مطالعه نمىکنید در احوال این سرانتان که شما را دارند تباه مىکنند و خودشان یا در بیغولهها هستند یا فرار از این کشور کردند و شما را به هلاکت بیندازند و مىگویند بعد که شما کارها را انجام دهید ما مىآئیم و به شما حکومت مىکنیم. چرا تفکر نمىکنید؟ چرا توجه ندارید به مصالح خودتان؟ آن روزى که اینها بیایند و سلطه پیدا کنند بر این کشور معلوم نیست که با شماها هم چه خواهند کرد. کسى که طریقه اسلام را ندارد وفادار نیست. همینها بودند که افراد خودشان را ترور مىکردند به مجرد اینکه بر خلاف رایشان عمل کردند و همینها هستند که اگر خداى نخواسته به فرض محال قدرت