صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦١
کنار، ولى اینها بدانند که با رفتن این و آن و آن، خیر، مسائلشان حل نمىشود، مردم بیشتر مىفهمند که شما چکاره بودید و مىخواستید چه بکنید.
این تکلیف آقایان است که راجع به مسائل اسلامى که پیش مىآید، چه وکیل بخواهید تعیین بکنید و چه عرض بکنم که رئیس جمهور بخواهید تعیین کنید، باید در صحنه باشید، عذرى ندارید که بروید کنار بنشینید. البته اشخاصى پیدا مىشوند که با گفتههاى خودشان، نوشتههاى خودشان مىخواهند شما را نگذارند وارد بشوید. آنها مىخواهند که اشخاصى را تعیین بکنند که بعدها ما گرفتار بشویم. شماها باید وارد باشید در مساله و با کمال جدیت اهمیت بدهید به این مساله و مردم را وارد کنید. و تکلیف ملت هم این است که همین طورى که بحمد الله تا حالا در صحنه است و هر قضیهاى واقع مىشود بحمد الله اینها هستند در صحنه و من گاهى وقتى اینها را، این اجتماعاتشان را، این تعهدشان را مىبینم، براى خودم حقارت قائل مىشوم. اگر این پاسدارى است که در کنار سنگر نماز شب مىخواند و جانش را در محل خطر قرار میدهد، اگر این سربازى است که در جبهه جان خودش را در خطر مىبیند و نماز شبش را مىخواند و وصیت مىنویسد، آنطور وصیتها، اگر اینها مسلمان هستند، خوب، من چه مىگویم؟ تکلیف ملت هم این است که با تماماین چیزهائى که براى حفظ اسلام مشغول هستند، ارتش و سپاه و همه این قواى مسلح که در جبههها مشغول فعالیت هستند با آن هواى گرم و با آن ناگوارىها، اینها کمک کنند، همه پشتیبان باشند و اظهار کنند پشتیبانى خودشان را به اینها، روح بدهند به اینها، و در قضیه ریاست جمهور هم همه مکلفند که شرکت کنند. من تکلیف خودم را دارم ادا مىکنم. همه مکلفند، از من طلبه که اینجا نشستم تا شما علماى اعلام و تا همه روستاها و همه جا مکلف هستند به اینکه در این امر حیاتى دخالت کنند، بىتفاوت نباشند. مىخواهند شما را بىتفاوت کنند. دستهائى الان در کار است که از حالا مشغولند به اینکه نگذارند شما اصلا وارد بشوید در صحنه، نگذارند که ملت ما وارد بشود در صحنه. باید وارد بشوید، چاره ندارید، اسلام است، حفظ اسلام است. و باید چشمشان را باز بکنند که در دام نیفتند، آمریکا دامش را الان پهن کرده در تمام ایران.
در دام نیفتند، گول این تبلیغاتى که این گروهها مىکنند، تبلیغ مىکنند، گول اینها را نخورند. ببینند که اشخاص صحیح سالم متعهد دانا چه مىگویند، بخواهند آن بگوید من کشاورزم و چکار دارم به این کارها، آن بگوید من، شما مىتوانید بگوئید من کشاورزم و امام حسین را مىخواهند بکشند من چکار دارم؟ شما این حرف را مىتوانید بزنید؟ شما مىتوانى بگوئى که من کشاورزم، من کارمندم، من تو ادارات هستم یا جاهاى دیگر، قرآن را مىخواهند از بین ببرند به من چه؟ چطور مىتوانى بگوئى؟ مقدمه است این از براى بردن این مسائل. قدرتهاى بزرگ امروز لمس کردند که سیلى از اسلام خوردند. آنها از ما بیشتر ملتفت هستند که چه کرده است اسلام با آنها، اینها مىخواهند این اسلام را کنار بگذارند. چطور کنند؟ حیلههاى مختلف یکى هم اینکه شما را وادار کنند که وارد نشوید. خودشان شیطنت کنند یک کسى را تعیین کنند، آن کس که تعیین شد بکشد ما را به طرف امریکا، ولو ده سال