صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٤
مىخواهد باقى بماند، مىخواهد صراط مستقیم انساینت و اسلامیت را پیش بگیرد، باید مهیا بشود از براى اینکه همه پیشامدهائى که پیش آمده است و خواهد پیش آمد، ما نباید گمان بکنیم که پیشامدها تمام شد. ما دست این ابرقدرتها را از مخازن خودمان و تسلط شان را از کشور خودمان کوتاه کردیم و آنها ساکت نمىنشینند، و ما باید توجه داشته باشیم و با کمال قدرت اتکال به یک قدرت غیر متناهى و آن قدرت الهى است. وقتى که ما پشتوانه مان قدرت الهى هست و پشتوانه مان اسلام است و مقصدمان حق است، براى چى در این مصائب سست بشویم. وقتى که ما راه خودمان را یافتیم، ملت راه خودش را یافته است و آن راه را دارد باکمال جدیت و قدرت تعقیب مىکند، البته راه حق دشوارىها دارد، راه حق ناگوارىها دارد، لکن آن که اهل حق است و راه حق را مىخواهد برود آن نباید هیچ تصور این را بکند که کوچکترین سستى را به خودش راه بدهد و باید با کمال قدرت به پیش برود، براى اینکه جمعیتى که شهید شدن را افتخار خودشان مىدانند و جمعیتى که در جبههها شهید مىشوند و در وصیتهاشان آنطور قوى هستند و جمعیتهائى که در طول این چند سال اخیر در خیابانها ریختند و مساجد را سنگر قرار دادند و جماعات را مجهز کردند و مردم را بسیج کردند و از هیچ تانک و مسلسلى نترسیدند، در صورتى که آنوقت همه قدرتها، قدرتهاى شیطانى در صحنه بودند و موجود ،امروز که همه قدرتها از صحنه بیرون رفتند، لکن بعض پیوندهاى ناصالح ماندهاند و اینها زیرزمینى و مخفیانه کار مىکنند، این دیگر خوفى ندارد. خوف اصلش براى ملتى که براى مقصد کار میکنند ،مجهزند که تکلیف شرعى را عمل کنند، وقتى که اسلام امروز در دست ما امانت است، امانتى است که از دست رسول الله ما اخذ کردیم و لازم است که او را حفظ کنیم و به این امانت خیانت نکنیم، وقتى که ما همچو امانت دارى هستیم، تکلیف همه ماست که ادا کنیم این امانت را و سالم و قوى به نسلهاى آخر دیگر تحویل بدهیم. ما براى چه نگرانى داشته باشیم، مائى که به تکلیف خودمان داریم عمل مىکنیم. نگرانى آن باید داشته باشد که برخلاف مسیر حق است. آن باید نگرانى داشته باشد که اگر چنانچه کشته بشود، به عقیده خودش این است که نابود شده است و به عقیده ما این است که به جهنم رفته است. ما چرا نگرانى داشته باشیم ؟ما که اگر شهید بشویم قید و بند دنیا را از روح برداشتیم و به ملکوت اعلى و به وجوار حق تعالى رسیدیم، چرا نگران باشیم؟ مگر مردن هم نگرانى دارد؟ مگر شهادت هم نگرانى دارد؟ ما دوستانمان که شهید شدند در جوار رحمت حق هستند، چرا براى اینها دلتنگ باشیم ؟دلتنگ باشیم که از دیار قید و بندى خارج شدند و به یک فضاى وسیع و در تحت رحمت حق تعالى واقع شدند؟ البته ما ناراحت هستیم از اینکه اینها که از اینها استفاده مىکردیم براى اسلام و اینها بازوهائى بودند براى اسلام لکن ملت ما ٣٥ میلیون است که این تفالهها، اینها یک چند صد هزار نفرى فرض کنید، فرض کنید باشند، ٣٥ میلیون مصممند، ٣٥ میلیون جمعیتى هستند که مادرها بچههایشان را شهید مىکنند و مىآیند اینجا به من مىگویند که دعا کنید، بعضى بچههاى دیگر هم دارم. پیرمرد مىآید مىگوید بچهام شهید شده است و گریه مىکند مىگوید نمىگذارند من بروم جبهه، یک همچو ملتى که نگرانى دیگر ندارد.