صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧٨
دامنه دارى بود که کرده بودند و با آن تبلیغات و بىتوجهى ما، اینطور مسائل واقع شد و آن ضربهاى که ما از این افتراق خوردیم از هیچ چیز نخوردیم، یعنى اساس تمام ضربهها این ضربه بود، دانشگاه اداره کشور را مىکرد وقتى دانشگاه به تباهى کشیده شد، اداره کشور به تباهى کشیده شد. و ما دیدیم آنچه که در این قرنهاى آخر واقع شد خصوصاً در این پنجاه سال، از آن طرف با تبلیغات وسیع بین برادرهاى اهل سنت و برادرهاى اهل تشیع کوشش کردند که تفرقه ایجاد کنند. با همه وسایل کوشش کردند و این دو جناح بزرگ را از هم جدا کردند، به طورى که آن طایفه این طایفه را حتى تکفیر مىکردند و این طایفه آن طایفه را، احزاب درست مىکردند در کشور. این اختصاص به کشور ما ندارد، همه کشورها، احزابى که درست مىکردند دو طایفه را به جان هم مىانداختند. حزبها غافل بودند، روساى احزاب غافل بودند که اینها دارند چه مىکنند. هر حزبى دشمن حزب دیگرى، در هر قشرى دشمن قشر دیگر. پس ما مىبینیم که آن چیزى که آنها اصرار به آن دارند این است که ما با هم مجتمع نشویم، ما با هم برادر نباشیم، مسلمانها در هر جا که هستند با اشکال مختلفه، یک شکل آن ملى گرایى، آن مىگوید ملت فارس، آن مىگوید ملت عرب، آن میگوید ملت ترک. این ملى گرایى که به این معناست که هر کشورى، هر زبانى بخواهد مقابل کشور دیگر و زبان دیگر بایستد، این آن امرى است که اساس دعوت پیغمبرها را بهم مىزند. پیغمبرها که از اول تاختم شان آمدهاند مردم را به برادرى، به دوستى، به اخوت دعوت کردهاند، در مقابل آنها یک قشرهاى تحصیلکرده در دامن غرب یا شرق آمدهاند و ندانسته، اکثراً ندانسته و بعضى هم دانسته قضیه ملى گرایى را پیش کشیدهاند. ملت عرب باید چطور باشد، در مقابل اینکه اسلام و ملت مسلم باید چه باشند، ملت عرب باید چه باشد، ملت فارس باید چه باشد، ترک باید چه باشد.
رنگهاى مختلف، این رنگ، رنگ سفید است، آن رنگ، رنگ سیاه است، آن زرد است. تمام این مسائل، مسائل تفرقه افکن از این قدرتهاى بزرگ است و شیطانهاى بزرگ که بین ملتها و بین افراد انسانها مىخواهند تفرقه بیندازند و ما از آن طرف مىبینیم که اسلام تکیه کرده است بر اخوت با تعبیرهاى مختلف. انما المومنون اخوه از آن استفاده مىشود که کانه مومنین هیچ شانى ندارند الا برادرى، همه چیزشان در برادرى خلاصه مىشود. در مقابل این کلمه و سایر کلماتى که در قرآن کریم هست، آنها، ابر قدرتها دیدهاند که اگر این کلمه و امثال این کلمه تحقق پیدا بکند آنها دیگر نمیتوانند در این کشورها دخالت کنند.
شما ملاحظه بفرمائید که در این سالهاى اخیرى که ملت ایران به تایید خداى تبارک و تعالى قیام کرد و قشرهاى میلیونى آنها چه قشرهاى روحانى و چه قشرهاى دانشگاهى در کنار هم فعال شدند و همه ملت متحد شدند، چه معجزهاى ایجاد کردند، این برادرى در یک محیط کوچک مثل ایران، با یک جمعیت کم در مقابل جمعیتها چه اعجازى کرد. این اعجاز براى همین وحدت کلمه و اخوت بود. این اخوت و برادرى که در ایران پیدا شد و این تحول عظیمى که پیدا شد و همه قشرها را با هم منسجم کرد، برادران اهل سنت را با اهل تشیع، تشیع را با اهل تسنن، دانشگاهى را با فیضیهاى و