صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٧
همبستگى هست و این موجب این مىشود که ایران مصون بماند، نتواند کسى در آن کارى بکند. عمده آنچه کار مىشود از آن ایجاد اختلاف است، حالا توانستند بین این ملت و ملت دیگر و ملتهاى دیگر، ملتها را نتوانستند، بین ملتها و دولتهایشان. خیلى آسان است، این دولتها را امر مىکنند که شما طرح فلان را بده. مردم ناراضى مىیشوند از این، کارى هم از آنها نمىآید اختلاف پیدا مىشود، کم کم این اخلاف مىرسد به آنجائى که ممکن است سقوط بیاید.
انبیا خودشان را خدمتگزار مىدانستند، نه حاکم
الان در منطقه اینطورى است که یک عده معدودى مىخواهند بر همه منطقه حکومت کنند و هیچ کار نداشتند چنانکه ملت چکاره است و ملت چه مىخواهد و ما با ملت، - باید - همه ملتها باید این مطلب را بدانند که امروز مثل دیروزها نیست، امروز مردم توجه پیدا کردند به اینکه نباید یک اقلیتى بر یک اکثریتى قاطع حکومت کنند. این مطلب پیدا شده در ذهن مردم، در بلاد اسلامى این مساله طرح است الان که باید مایک جمهورى اسلامى داشته باشیم. ما نباید یک جمهورى دموکراتیک داشته باشیم به اصطلاح اینها، یک مساله غربى داشته باشیم، اسمش را عوض کنیم، سال شاهنشاهى را برداریم یک شاهنشاهى دیگرى جایش بگذاریم به طور مسائل غربى. الان همه ملتها، تقریباً ملتهاى اسلامى همه توجه به این مسئله پیدا کردهاند که آنى که در ایران هست ما مىخواهیم، آنى که در ایران پیدا شده است. شما این را حفظش کنید. آنى که در ایران شده است ادامهاش مشکل است، باید این ادامه را با همه اشکالاتى که دارد بدهید این ادامه را و باید انشاء الله همهتان خودتان را احساس کنید که، واقعاً احساس کنید خدمتگزارید، انبیا اینطور احساس را داشتند، انبیا خودشان را خدمتگزار مىدانستند نه اینکه یک نبىاى خیال کنند حکومت دارد به مردم، حکومت در کار نبوده، اولیاء بزرگ خدا، انبیاء بزرگ همین احساس را داشتند که اینها آمدند براى اینکه مردم را هدایت کنند، ارشاد کنند، خدمت کنند به آنها، شما هم احساس قلبىتان این مطلب باشد که واقعاً ما آمدیم که به این مردم خدمت کنیم و این خدمت به مردم، خدمت به خودمان است یعنى ما اگر این مملکت را با این وضعى که الان دارد به پیش ببریم، با این حاضر بودن مردم در صحنه به پش ببریم و با این همراهى مردم با دولت، هر قصهاى که براى دولت پیش مىآید مردم پیشقدم هستند، شما ملاحظه بفرمائید بیشترها با فشار (الان هم جاهاى دیگر اینطور است با فشار) یک سربازى را مىبردند در جبهه، شما دیدید که به من گفته بودند که شما بگوئید، من نشده یک وقت صحبت کنم، خودشان گفتند، به مجرد اینکه گفتند به اینکه ما سرباز لازم داریم، ما اشخاص لازم داریم، آنجا اینقدر جمعیت رفت اسم نوشت که صدایشان در آمد که نه نمىخواهیم دیگر بسمان است. در صورتى که مىروند به جنگ، مىروند به قتال، مىروند به کشته شدن. یک همچو مملکتى که اینطور شده است و به خواست خدا این مطلب شده است، با تایید خدا این مطلب شده است، این را باید حفظش کرد، باید قدرش را دانست. ما باید خدمت کنیم به اینها. من واقعاً گاهى وقتها که مىبینم بعضى از این جوانها اینطور هستند، من خجلت مىکشم که اینها چه