صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٤
مرحوم آقا میر یونس آنوقت در مشهد بودند و عده زیادى از علما را گرفتند و آوردند در تهران و مرحوم آقازاده را با یک شبکلاه از توى خیابان مىبردند به دادگاه براى محاکمه. یک نفرى که در خراسان آنقدر قدرت داشت اینقدر او را تحت سلطه آوردند و این یک مسالهاى نبود که رضاخان با آقازاده مخالف باشد، نه، مساله اساسى بود که باید آخوند نباشد، زور دنبالش، تبلیغات دامنه دار، اشعار اشخاصى که منحرف بودند و هکذا. و یک نقشه دیگرى که قبلا هم کشیده بودند و در عرض همین هم بود و توسعهاش دادند که ما همه اهل علم، الا، البته یک نادرى باورشان آمده بود که باید اینجور باشد و او اینکه معممین را از سیاست جدا کنند، مجالسى که تشکیل مىشود و اهل علم در آنجا خواهد صحبت بکند، نباید راجع به سیاست صحبت کند. آنقدر راجع به این معنا که آخوند را به سیاست چه؟ ترویج کرده بودند که علما هم بسیارى از آنها باور کرده بودند و اگر یک کلمهاى گفته شد، مىگفت این سیاست است، به ما ربطى ندارد. اگر یک ملائى دخالت مىکرد به یک امرى که مربوط به جامعه بود، مربوط به گرفتارى مردم بود، خواست یک وقت با دولتى مثلا طرف بشود، سایر آقایان که باورشان آمده بود که نباید در سیاست دخالت کرد، او را به عنوان آخوند سیاسى از خودشان جدا مىدانستند. وظیفه آخوند این بود که از منزل بیاید به مسجد و مسجد هم اگر مىرود منبر، مساله بگوید و اخلاق بگوید، یک کلمه راجع به گرفتارىهاى جامعه نباید بگوید، یعنى خودشان اینطور تربیت شده بودند و تبلیغات اینطور در مغزهاى آنها اثر کرده بود. گاهى هم در مجلس فاتحهاى، رفت و آمد و دید و بازدید و این جمعیتى که باید اقتدا به پیغمبرها بکند و اقتدا به ائمه بکنند، بکلى از این بعدى که در راس امور بود پیش انبیا و پیش ائمه ما، اینها بکلى از این خودشان را منعزل کرده بودند و هر کدامشان بیشتر دخالت نمىکردند، بیشتر منعزل بودند از مسائل، بلکه گاهى وقت اینکه بیشتر ملتفت مسائل نبودند، نمىفهمیدند، این در بین مردم بیشتر ارزش پیدا مىکرد، مردم هم اینطورى تربیت کرده بودند که قربانش بروم این آقا نمىفهمند پنیر یعنى چه. اینطور نفوذ کرده بودند در همه جا که آقا یک کلمه نباید در سیاست دخالت بکند و آقا نباید مسائل را اصلش بفهمد. چه کار دارد آقا به این مسائل؟ نمازت را بخوان و برو مسالهات را بگو و برو، آن هم مساله، نه اینکه مسائل اسلامى و اصولى اسلام را، اگر مىگذاشتند که آقایان مسائل اسلام را مىگفتند، اگر مىگذاشتند، مسائل اسلام همه چیز در آن بود لکن مسائل اسلام فقط در کتب استدلالیه مدفون شده بود و رسالهها نداشت از مسائل اصلى اسلام.
دخالت در سیاست در راس تعلیمات انبیاست
شما ببینید الان در مصر همین مساله است. سادات تمام مساجد را از قرارى که خبرگزارىها نقل مىکنند، تمام مساجد را تحت کنترل خودش در آورده و همه اینها را ممنوع کرده از اینکه در سیاست دخالت کنند. علماى مصر به قول سادات نباید در امور سیاسى دخالت بکنند، مسجد بروند، منبر هم بروند لکن همان مسائلى که متعارف بود سابقا در اینجا و آنجا، همین اینها را باید بگویند دیگر غیر از این پا را فراتر نگذارند. ما امروز مىفهمیم این معنا را، اگر چنانچه سابق بود و دیروز بود، ما