صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٨
آنها مىخواستند آنوقت، شاید آنوقت خیلى چیزهاى مهمى هم نبود، یا شاه معدوم مىگفت که من حاضرم که عمل کنم به قانون اساسى و چه بکنم، خوب این صحبتها پیش نمىآمد لکن آن شرارتى که آنها کردند، در مقابلش بهرهاش این بود که منتهى شد به سقوط، سقوط شاهنشاهى ٢٥٠٠ ساله. در هر قصهاى که پیش آمد و به ما صدمهاى وارد شد، در ازاى او یک بهره خوبى ما برداشتیم. شما مىبینید که در زمانى که مرحوم آقاى بهشتى زنده بودند، چه وضعى پیش آوردند این اراذل و ایشان را یک چهره دیگرى نشان داده بودند که آن روز در خیابانها هم بر ضد ایشان تظاهر مىکردند، صحبت مىکردند و نمىدانستند قصه را. شهادت ایشان اسباب این شد که یک بهره بزرگى ما برداشتیم و آن اینکه ثابت شد که آن انحراف بوده است، آن کار آنها انحرافى بوده است و همین طور هر قصهاى که اینها خواستند از آن بهره بردارى کنند، ما بهره بردارى کردیم و البته ما خیلى خسارت به ما وارد شد لکن خسارت در مقابل اسلام، یعنى ما مقصد داشتیم، هدف داشتیم و هدف ما یک هدف الهى بود و روحى بود. افرادى را که از دست مىدادیم البته مهم بودند لکن در راه هدف، اگر بهره بردارى براى هدف بود ارزش داشت و ما بهره بردارى کردیم براى هدف. اگر این مسائل واقع نشده بود، شما، حزب شما هم مىدانید چه جورى بود وضعش بین مردم؟ بین مردم شماها را یک صورت کریهى، حزب حاکم، الان هم دارند در خارج هى حزب حاکم، حزب حاکم مىگویند و شماها را که در راس حزب هستید، یک صورت مشوهى آنوقت نشان مىدادند که شاید مردم غیر آگاه همه شاید قبول مىکردند که مساله این است و اینها هستند که دارند انحصار طلبى، اینها هستند که دارند همه چیز را براى خودشان چه کنند، اینها هستند که دارند اسلام را چه مىکنند. از این مسائل هى پیش مىآوردند لکن هر ضررى که به ما وارد شد یک نفعى هم پهلویش بود بزرگتر، یعنى ما عمده نظرمان این بود که براى اسلام نتیجه بگیریم، ما مىخواستیم بهره بردارى براى اسلام بکنیم. پانزده هزار جمعیت در ١٥ خرداد از دست مسلمانان آنطورى که مىگفتند رفت و این نیروى بزرگى بود براى اسلام لکن در ازاى آن یک ظلم ٢٥٠٠ ساله و ستم ٢٥٠٠ ساله مبداء این خرابى و بعد تلف شدن او داشت. یا ١٧ شهریور که امروز است، خوب آن صدمه وارد شد به ایران و اشخاص شاید خیال مىکردند دیگر مساله تمام شد لکن بهرهاى که اسلام از این برداشت، همان بهرههائى بود که در صدر اسلام از کشتن سیدالشهدا سلام الله علیه برداشته مىشد.
آنهائى که توجه به این مسائل معنوى ندارند، در آنوقت اگر مثلا کسانى بودند، مىگفتند که سیدالشهدا آمد اینجا و همین چرا آمد. خوب، چرا آنوقت مىگفتند، مقدسهائى که آنوقت آنوقت آنجا بودند، اینها چرا را مىگفتند که خوب چرا رفت؟ چرا بچههایش را برد؟ اول هم از ایشان سوال مىکردند که چرا اینها را مىبرید. لکن شهادت سیدالشهدا که در اسلام بسیار ناگوار بود، چون در راه عقیده و مقصد بود و عقیده راپیش برد، یعنى همان شهادت، بساط بنى امیه را پیچید به هم و از بین برد، تمامش کرد. و در هر موقعى که هر چه واقع شد، خداى تبارک و تعالى حالا در این مواقعى که براى ما پیش آمد خداى تبارک و تعالى یک چیز زیادترى نصیب ما کرد قهرا بدون اینکه دیگر محتاج باشد به