صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣
اطلاعیه جبهه ملى را ندیده دعوت مىکنند به اینکه شما هم به دنبال جبهه ملى راهپیمائى کنید، بازار تهران ببندد و بازار اصفهان هم ببندد و بازارهاى ایران هم ببندند، خیابانها هم همه ببندند و همه قیام کنند، استقامت کنند در مقابل چى؟ در مقابل لایحه قصاص غیر انسانى! حکم قرآن غیر انسانى!
با منافقین ائتلاف کردند که آشوب بپا کنند و برضد راى مردم عمل کنند
با اینها ما چه بکنیم؟ با این مقدسهائى که از اینها پشتیبانى مىکنند و با هم ائتلاف کردند و با منافقین هم از اول ائتلاف داشتند، با این مسلمانهاى نماز خوان ما چه بکنیم؟ اینکه من گفتم درد دل خودمان را باید در میان بگذاریم، این براى این بود که سعدى از دست دوستان فریاد ما این دوست نماها را چه بکنیم؟ آقایان در هر چه صحبت مىکنند و در هر چه اعلامیه مىدهند، یکى از مطالبشان این است که قانون، از اول هم قانون باید به آن عمل بشود. این سال هم سال قانون اسم گذاشته شد، یعنى اجراء قانون. آقایان اینهمه بساطى که الان به حسب قانون در ایران برپا است، مجلس شوراى اسلامى یک مجلسى است که قانون او را تایید کرده است و شوراى نگهبان آنى است که قانون تعیین کرده و دولت هم آنى است که مجلس شورا تعیین کرده، این هم دولت قانونى، قوه قضائیه هم این است که قانون تعیین کرده، خوب، شما اگر واقعا به قانون مىخواهید عمل بکنید و ما هم مىخواهیم که همه شماها بیائید به قانون عمل کنید و آمدید و اینجا بناى بر همین هم شد و بناى بر این شد که دیگر روزنامههاتان و صحبتهاتان براى تشنج نباشد، آیا شما وفا کردید به عهد خودتان؟ در اینجا آمدید و قرار دادید به اینکه، یعنى بعد از اینکه مىخواستید به جنگ هم بروید، به این منتهى شد که یک هیات سه نفرهاى باشد، یک نفر از طرف آقاى رئیس جمهور، یک نفر هم از طرف آن آقایان و یکى هم من تعیین کنم، اینها حکم باشند بعد از اینکه حکم رفته است و دیده است و موارد خلاف را دیده و یک جائى صحبت کرده است، در روزنامههایشان بود که این حکمیت مثل حکمیت ابوموسى اشعرى است، یعنى این سه نفرى که یکىاش را خود ایشان تعیین کرده و یکىاش را هم مجلس تعیین کرده است و آن دو نفر دیگر یعنى رئیس مجلس و آن دو تاى دیگر و یکىاش را هم من تعیین کردم و اینها حکمیت کردند، نظیر آن حکمیتى است که ابو موسى اشعرى بر خلاف حضرت امیر راى داده. من فرض مىکنم که اینها حکمیتى که کردند، مثل حکمیت ابوموسى، من فرض مىکنم که این تهمت را به چند نفر عالم و چند نفر متدین که یکىاش هم خود ایشان تعیین کردند، ما فرض مىکنیم که این روزنامهاى که اینجا نوشته، صحیح است، خوب، بیایند مثل حضرت امیر عمل کنند. حضرت امیر در عین حالى که در فشار ابوموسى را تعیین کرد نمىخواست تعیین کند، ایشان مىخواست یک کس دیگر را تعیین کند، لکن فشار آوردند دوستان خودش، همان دوستانى که باید حضرت امیر از آنها فریاد کند، فشار آوردند که نه، ابوموسى براى این کار خوب است، حضرت، ابوموسى را تعیین کرد، بعد که ابوموسى آن حکمیت را کرد، همین دوستها مىخواستند نقض کنند، حضرت امیر مقاومت کرد گفت حالا که حکم، حکم کرده بودند بر ضد حضرت امیر، یعنى حضرت امیر را از خلافت به حسب این