صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٣
تاریخ: ٣١/٥/٦٠
بیانات امام خمینى در دیدار با رئیس جمهور، نخست وزیر و اعضاى هیأت دولت
اسلام از ما توقع دارد و باید این دین را ادا کنیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مطالبى که جنابعالى و آقاى نخست وزیر گفتند همهاش مطالب صحیح است و من هم امیدوارم انشاء الله که موفق بشوید در این ماموریت،لکن مردم به جاى برنامه دادن، عمل مىخواهند. هیچ دیگر شماها عذرى ندارید و ما هیچ کدام دیگر عذرى نداریم. در طول این مدت هى عذرهائى بود و واقعا هم عذر بود. مردم دین خودشان را به جمهورى اسلامى تاکنون ادا کردند، به تکلیف خودشان مردم عمل کردند، اشکال در ماهاست باید ما جواب مردم را بدهیم. مردم به آقاى رئیس جمهور به آن شور و به آنطور راى دادند و بحق هم راى دادند براى اینکه آقاى رئیس جمهور را از خودشان مىدانند، کسى نیست که، من خیلى از حکومتها را یادم هست، حکومت یک خمین که یک قصبه بود، حکومت ولایت ثلاث که مرکزش گلپایگان بود، این حکومتها وقتى که راه مىافتند، جلوشان یک کسى بود که یک عصائى هم دستش بود و اشخاصى هم اطراف بودند هر جا مىرفتند آنطور یال و کوپال داشتند لکن در عمل همهاش ظلم بود، همهاش تعدى به مردم، یال و کوپالها را درست کردند براى براى اذیت مردم. من بچه بودم که حکومت گلپایگان یک نفر آدم شرع هم بود، یکى از متدینترین افرادى که سراغ داشتم این را از توى اتاقى که نشسته بودند وقتى که حکومت با آنها با خشونت صحبت مىکرد و ما بیرون بودیم، نمىدانم حالا آنجا صحبت چه بود، ایشان مىدیدند، کشیدند آن مرد محترم را آوردند توى حیاط پایش را بستند به چوب و کتک زدند به او. وضع اینطور بود، وضع زمان بعد هم که به اینطور نبود به طور بدتر بود. حالا بحمد الله هى گفته مىشود که خوب چه شده است، چه شده است، اینها نمىدانند چه شده است و یا مىدانند و مىخواهند شیطنت کنند.اینها رئیس جمهورشان این آقاست و نخست وزیرشان این آقا و وزیر کشورشان آن آقا،سایر وزراشان این آقا، نه آن بساط حکومت حتى خمین را دارند تا برسد به آنجایى که عین الدوله چه کرد و فرض کنید که دیگران چه بساطى داشتند. خوب، این یک کارى شده است که عین الدولههایى که در هر محلى بودند مردم را کباب مىکردند و آنهمه ظلم مىکردند و حکومتهاى اینها اجارهاى بود یعنى در تهران این که راس بود آن خراسان را به یک کسى تیول مىکرد و اصفهان را به یک کسى، این به حسب اختلاف سعه از آنها پول مىگرفت و این مختار بود برود آنجا که کسى که مثلا آنوقت بیست هزار تومان مىداد و بیست هزار تومان آنوقت