ختم نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦
پنجم را نادیده بگیرد و خود را در قرن پنجم فرض کند ، همان مطالعاتی را انجام دهد که علمای زمان شیخ طوسی انجام میدادهاند و همان بینش و همان طرز تفکر را پیدا کند که آنها پیدا کردهاند ، آیا چنین شخصی واقعا مجتهد است و توده مردم حق دارند از او تقلید و تبعیت کنند ، جواب منفی است . چرا ؟ چه فرقی هست میان این شخص و میان مردم قرن پنجم ؟ فرق اینجاست که آنها در عصری زندگی میکردهاند که آن بینش تنها بینش موجود بوده است ، و این شخص در عصری زندگی میکند که بینشهای کاملتری جانشین آن طرز بینش و آن طرز تفکر شده است و آن نوع بینش و آن طرز تفکر منسوخ شده است . از اینجا به خوبی میتوانیم بفهمیم که اجتهاد یک مفهوم (( نسبی )) و متطور و متکامل است و هر عصری و زمانی بینش و درک مخصوصی ایجاب میکند . این نسبیت از دو چیز ناشی میشود : قابلیت و استعداد پایان ناپذیر منابع اسلامی برای کشف و تحقیق ، و دیگر تکامل طبیعی علوم و افکار بشری . ، و این است راز بزرگ خاتمیت .