ختم نبوت

ختم نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١

می‌کند که سنن و نوامیس خلقت را فراموش می‌کند ، گاه غرق در غرور و تکبر و خودخواهی می‌شود و نیرویی ضرورت پیدا می‌کند که او را در جهت زهد و ریاضت و ترک خودبینی و رعایت حدود خود و حقوق دیگران براند ، و گاه‌ آنچنان به سستی و لاقیدی و ستمکشی خو می‌کند که جز با بیدار کردن " منش‌ " و شخصیت و احساس احقاق حقوق ، چاره نمی‌توان کرد . بدیهی است که تند روی یا کند روی یا انحراف به راست یا چپ هر کدام برنامه مخصوص به خود دارد . برای جامعه منحرف به راست ، نیروی اصلاح کننده باید متمایل به‌ چپ باشد و برعکس . این است که دوای یک زمان و یک دوره و یک قوم ، برای زمان دیگر و قوم دیگر ، درد و بلای مزمن است ، و این است راز اینکه رسالتها مختلف ، و احیانا به صورت ظاهر ، متضاد جلوه می‌کند : یکی پیامبر جنگ می‌شود و دیگری پیامبر صلح ، یکی پیامبر محبت می‌شود و دیگری پیامبر خشونت و صلابت ، یکی پیامبر انقلابی و دیگری پیامبر محافظه کار ، یکی پیامبر گریان‌ و دیگری پیامبر خندان . راز موقت بودن تعلیمات این گونه پیامبران همین‌ است . بدیهی است که با همه تضادی که میان این گونه رسالتها از نظر روش‌ هست ، از نظر هدف تضاد و اختلافی نیست ، هدف یکی است : بازگشت به‌ تعادل و افتادن در جاده اصلی . قرآن کریم ضمن قصص پیامبران کاملا نشان می‌دهد که هر کدام از آنها ضمن‌ تعلیمات مشترک مربوط به مبدا و معاد ، بر روی یک نکته بالخصوص تکیه و اصرار داشته و مامور اجرای برنامه خاصی بوده‌اند . این مطلب از مطالعه‌ قصص قرآنی کاملا روشن است .