ختم نبوت
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
ختم نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥
جبر تاریخ
کلمهای است مرکب از دو جزء : جبر ، تاریخ . جبر یعنی حتمیت و اجتناب ناپذیری و به اصطلاح فلاسفه : ضرورت و وجوب . وقتی که مثلا میگوییم ( ٥ ٥ ) ضرورتا و جبرا مساوی با ٢٥ است یعنی حتما چنین است و خلاف آن ناممکن است . بدیهی است که جبر در این اصطلاح که مفهومی فلسفی است غیر از جبر به مفهوم حقوقی و فقهی و عرفی است که به معنی اکراه و اعمال زور است . ( ٥ ٥ ) به حکم طبیعت ذاتی خود مساوی ٢٥ است نه به حکم یک قوه جبریه و با اعمال زور . اما تاریخ : تاریخ یعنی مجموعه حوادثی که سرگذشت بشر را تشکیل میدهد . سرگذشت بشر جریانی طی میکند و نیروهایی در کار است که آن را میگرداند و اداره مینماید . همچنانکه یک چرخ دستی یا یک کارخانه با نیروی دست یا بخار میگردد ، تاریخ نیز با عوامل و نیروهایی میگردد و دور میزند و بالا میرود .