ختم نبوت
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
ختم نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤
الی الله . بسیار اشتباه است اگر گمان کنیم اسلام با اعلام ختم نبوت منکر زندگی معنوی شده است .
نبوت تبلیغی
پرسش دیگر این است : پیامبران مجموعا دو وظیفه انجام میدادهاند : یکی اینکه از جانب خدا برای بشر قانون و دستور العمل میآوردهاند ، دوم اینکه مردم را به خدا و عمل به دستورالعملهای الهی آن عصر و زمان دعوت و تبلیغ میکردهاند . غالب پیامبران فقط وظیفه دوم را انجام میدادهاند ، عده بسیار کمی از پیامبران که قرآن آنها را " اولوالعزم " میخواند قانون و دستور العمل آوردهاند . به عبارت دیگر ، دو نوع نبوت بوده است : نبوت تشریعی و نبوت تبلیغی . پیامبران تشریعی که عددشان بسیار اندک است صاحب قانون و شریعت بودهاند ، ولی پیامبران تبلیغی کارشان تعلیم و تبلیغ و ارشاد مردم به تعلیمات پیامبر صاحب شریعت بوده است . اسلام که ختم نبوت را اعلام کرده است نه تنها به نبوت تشریعی خاتمه داده است بلکه به نبوت تبلیغی نیز پایان داده است . چرا چنین است ؟ چرا امت محمد و ملت اسلام از هدایت و ارشاد چنین پیامبرانی محروم ماندهاند ؟ فرضا این مطلب را پذیرفتیم که اسلام به واسطه کمال و کلیت و تمامیت و جامعیتش به نبوت تشریعی پایان داده است ، پایان یافتن نبوت تبلیغی را با چه حساب و فلسفهای میتوان توجیه کرد ؟ حقیقت این است که وظیفه اصلی نبوت و هدایت وحی ، همان وظیفه اول است ، اما تبلیغ و تعلیم و دعوت ، یک وظیفه