ختم نبوت

ختم نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١

قانون ، راه و طریقه عادلانه و شرافتمندانه تامین نیازمندیها را مشخص‌ می‌کند . تغییر و تبدیل وسائل و ابزارهای مورد نیاز سبب نمی‌شود که راه‌ تحصیل و استفاده و مبادله عادلانه آنها عوض بشود مگر آنکه فرض کنیم همان‌ طور که اسباب و وسائل و ابزارهای زندگی تغییر می‌یابد و متکامل می‌شود ، مفاهیم حق و عدالت و اخلاق نیز تغییر می‌کند ، و به عبارت دیگر ، فرض‌ کنیم حق و عدالت و اخلاق یک سلسله مفاهیم نسبی هستند ، یک چیز که در یک زمان حق و عدالت و اخلاق است ، در عصر و زمان دیگر ضد حق و عدالت و اخلاق است . این فرضیه در عصر ما زیاد بازگو می‌شود ، ولی در این گفتار مجالی برای‌ طرح و بحث این مساله نیست ، همین قدر می‌گوییم درک نکردن مفهوم واقعی‌ حق ، عدالت و اخلاق سبب چنین فرضیه‌ای شده است و بس . آنچه در باب حق‌ و عدالت و اخلاق متغیر است ، شکل اجرائی و مظهر عملی آنهاست نه حقیقت‌ و ماهیتشان . یک قانون اساسی اگر مبنا و اساس حقوقی و فطری داشته باشد ، از یک‌ دینامیسم زنده بهره‌مند باشد ، خطوط اصلی زندگی را رسم کند و به شکل و صورت زندگی که وابسته به درجه تمدن است نپردازد ، می‌تواند با تغییرات‌ زندگی هماهنگی کند بلکه رهنمون آنها باشد . تناقض میان قانون و احتیاجات نو به نو ، آنگاه پیدا می‌شود که قانون‌ به جای اینکه خط سیر را مشخص کند ، به تثبیت شکل و ظاهر زندگی بپردازد ، مثلا وسائل و ابزارهای خاصی را که وابستگی تام و تمام به درجه فرهنگ و تمدن دارد بخواهد برای همیشه