ختم نبوت

ختم نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣

برسد رسیده است ، ولی باب الهام و اشراق هرگز بسته نشده و نخواهد شد ، ممکن نیست این راه مسدود گردد " .
در این زمینه سخنان زیادی گفته شده که نقل آنها موجب اطاله کلام است .
در میان دانشمندان عصر ما اقبال لاهوری سخن لطیفی در این موضوع دارد .
اقبال در فرق میان نبی و عارف ( و به قول خود او مرد باطنی ) چنین‌ می‌گوید : " مرد باطنی نمی‌خواهد پس از آرامش و اطمینانی که با تجربه اتحادی ( وصول به حق ) پیدا می‌کند به زندگی اینجهانی باز گردد . در آن هنگام که‌ بنا بر ضرورت باز می‌گردد بازگشت او برای بشریت سود چندانی ندارد ، ولی‌ بازگشت پیغمبر جنبه خلاقیت و ثمر بخشی دارد ، باز می‌گردد و در جریان‌ زمان وارد می‌شود به این قصد که جریان تاریخ را تحت ضبط در آورد و از این‌ راه ، جهان تازه‌ای از کمال مطلوبها خلق کند . برای مرد باطنی آرامش حاصل‌ از تجربه اتحادی مرحله‌ای نهایی است ، برای پیغمبر بیدار شدن نیروهای‌ روانشناختی او است که جهان را تکان می‌دهد آن نیرو آنچنان حساب شده است‌ که کاملا جهان بشری را تغییر دهد . . . پیغمبری را می‌توان همچون نوعی خود آگاهی باطنی تعریف کرد که در آن تجربه اتحادی تمایل به آن دارد که از حدود خود لبریز شود و در پی یافتن فرصتهایی است که نیروهای زندگی‌ اجتماعی را از نو توجیه کند یا شکل تازه ای به آنها بدهد " [١] .
پس انقطاع نبوت به معنی انقطاع ماموریت الهی است برای ارشاد و هدایت ، نه انقطاع فیض معنوی نسبت به سائرین و سالکین


[١] احیاء فکر دینی در اسلام ، ترجمه احمد آرام ، ص ١٤٣ و ١٤٤.