ختم نبوت

ختم نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠

با غیب مخصوص پیامبران است و لازمه انقطاع نبوت بریده شدن هر گونه‌ رابطه معنوی و روحانی میان جهان غیب و جهان انسان است .
اما این پندار ، سخت بی اساس است . قرآن کریم نیز ملازمه‌ای میان‌ اتصال با غیب و ملکوت و میان مقام نبوت قائل نیست ، همچنانکه خرق‌ عادت را به تنهایی دلیل بر پیامبری نمی‌شناسد . قرآن کریم افرادی را یاد می‌کند که از زندگی معنوی نیرومندی برخوردار بوده‌اند ، با فرشتگان همسخن‌ بوده و امور خارق‌العاده از آنها سر می‌زده بدون آنکه " نبی " بوده باشند . بهترین مثال ، مریم دختر عمران مادر عیسی مسیح است که قرآن داستانهای‌ حیرت انگیزی از او نقل کرده است . قرآن درباره مادر موسی نیز می‌گوید : ( ما به او وحی کردیم که موسی را شیر بده و آنگاه که بر جان او بیم‌ کردی او را به دریا بسپار ، ما او را حفظ کرده ، به تو باز خواهیم گرداند ) [١] .
چنانکه می‌دانیم نه مادر عیسی پیامبر است و نه مادر موسی .
حقیقت این است که اتصال به غیب و شهود حقایق ملکوتی ، شنیدن سروش‌ غیبی و بالاخره ( خبر شدن ) از غیب ، نبوت نیست ، نبوت " خبر باز آوردن " است و نه " هر که او را خبر شد ، خبر باز آورد " . قرآن باب‌ اشراق و الهام را بر روی همه کسانی که باطن خویش را پاک کنند باز می‌داند : « ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا »[٢] .


[١] قصص / [٧] [٢] انفال / . ٢٩