ختم نبوت
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
ختم نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠
محمد پدر هیچیک از مردان شما نیست ، همانا او فرستاده خدا و پایان
دهنده پیامبران است [١] .
این آیه رسما حضرت محمد ( صلی الله علیه و آله ) را با عنوان " خاتم
النبیین " یاد کرده است .
کلمه " خاتم " به حسب ساختمان لغوی خود در زبان عربی ، به معنی چیزی
است که به وسیله آن به چیزی پایان دهند . مهری که پس از بسته شدن نامه
بر روی آن میزدند به همین جهت " خاتم " نامیده میشد ، و چون معمولا بر
روی نگین انگشتری ، نام یا شعار مخصوص خود را نقش میکردند و همان را بر
روی نامهها میزدند ، انگشتری را " خاتم " مینامیدند .
در قرآن هر جا و به هر صورت ماده " ختم " استعمال شده است مفهوم
پایان دادن یا بستن را میدهد . مثلا در سوره یس آیه ٦٥ چنین میخوانیم :
« الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم بما کانوا
یکسبون ».
[١] یکی از عادات عرب و بعضی از ملل دیگر " پسر خواندگی " بود و اسلام آن را منسوخ کرد . " پسر خوانده " در ارث و روابط خانوادگی همانند پسر واقعی به شمار میرفت . رسول اکرم آزاد شدهای داشت به نام زیدبن حارثه که پسر خوانده آن حضرت نیز به شمار میرفت . مردم طبق معمول انتظار داشتند که رسول اکرم با پسر خوانده خویش مانند پسر واقعی رفتار کند ، همچنانکه خود آنها میکردند . مفاد این آیه این است : محمد را پدر هیچ یک از مردان خود ( زید بن حارثه یا شخص دیگر ) نخوانید ، او را فقط به عنوان فرستاده خدا و پایان دهنده پیامبران بشناسید و بخوانید .