سيرى در الغدير (فارسي)

سيرى در الغدير (فارسي) - محمد أميني نجفى - الصفحة ٨٦

٣ - پيامبر (ص) فرمود: " مردى پس از من در ميان امتم مىآيد كه نعمان نام دارد و كنيه‌اش ابو حنيفه است، خداوند به دست او سنت مرا احياء مىكند ". ابن عدى مىگويد: " اين حديث از جعليات احمد جويبارى كذاب است ". (٣١) ٤ - پيامبر (ص) فرمود: " اگر در امت موسى و عيسى فردى مانند ابو حنيفه بود ديگر امتشان يهودى و مسيحى نمىشدند ": عجلونى حديث فوق را از جمله احاديث مجعول شناخته است. (٣٢) بطلان احاديثى كه درباره ابو حنيفه از زبان پيامبر (ص) جعل گرديده، امرى بين و آشكار است. احمد بن حنبل (امام حنابله) مىگويد: " خود ابو حنيفه هم دروغ مىگفت (٣٣)... و سزاوار نيست كه روايتى از طريق اصحاب ابو حنيفه نقل شود ". (٣٤) همچنين از قول احمد بن حنبل آورده‌اند كه مىگفت: " در نظر من حرفهاى ابو حنيفه فرقى با پشكل ندارد ". (٣٥) مالك بن انس (امام مالكيه) مىگويد: " ابو حنيفه در دين خدعه و نيرنگ نمود و كسى كه در دين خدعه نمايد (اعتقادى به) دين ندارد ". وليد بن مسلم مىگويد: " روزى مالك بن انس به من گفت: آيا در شهر شما از ابو حنيفه هم ياد مىكنند؟ گفتم: بلى.
مالك گفت: پس شهر شما سزاوار سكونت كردن نيست ". (٣٧) اوزاعى حافظ مشهور مىگويد: " ابو حنيفه به سوى ريسمان اسلام شتافت و آن را پاره پاره كرد و در حقيقت زيانباتر از ابو حنيفه مولودى در اسلام متولد نشده است ". (٣٨) * (هامش) * (٣١) لسان الميزان ج ١ / ١٩٣، اللئالى المصنوعه ج ١ / ٢٣٨.
(٣٢) كشف الخفاء ج ١ / ٣٤.
(٣٣) تاريخ بغداد ج ١٣ / ٤١٨، حلية الاولياء ج ٦ / ٣٢٥.
(٣٤) تاريخ بغداد ج ٧ / ١٧، حلية الاولياء ج ٦ / ٣٢٥.
(٣٥) ما قول أبى حنيفة والبعر عندى إلا سواء. تاريخ بغداد ج ١٣ / ٤١١.
(٣٦) تاريخ بغداد ج ١٣ / ٤٠٠.
(٣٧) حلية الاولياء ج ٦ / ٣٢٥ تاريخ بغداد ج ١٣ / ٤٠٠.
(٣٨) تاريخ بغداد ج ١٣ / ٣٩٨، ٣٩٩. (*)
(٨٦)