سيرى در الغدير (فارسي)

سيرى در الغدير (فارسي) - محمد أميني نجفى - الصفحة ١٠٣

مجازات آن مرد منصرف شد ". (٣٢) ٨ - " چند نفر را با مقدارى شراب دستگير كردند و نزد عمر آوردند. فردى روزه دار نيز در ميان آنان بود كه شراب نخورده بود. عمر دستور داد همه را حد بزنند. به عمر گفتند، اين فرد اصلا روزه بوده و شراب نخورده. عمر گفت، چرا با اين مشروبخواران نشسته بود؟ " (٣٣) عمر بن خطاب ذره اى احتمال نداده كه شايد اين فرد بخت برگشته روزه دار، از ناچارى بن آنها نشسته، يا خواسته آنها را نصيحت كند و يا دليل خاصى وجود داشته كه در آن مجلس بوده است. البته اگر عمر مشروبخواران را حد مىزند - و حتى گاهى زياده روى هم مىنمايد - براى آن نيست كه مىخواهد حدود الهى را اجراء نمايد بلكه به دليل اغراض ديگرى است كه وى در سر دارد. او مىخواهد با اين كار، خود را پاسدار اسلام جلوه دهد تا شايد از اين راه به خلافت نا مشروع خويش وجهه شرعى بخشد.
بسيارى از حفاظ نقل كرده‌اند كه خود عمر بن خطاب از مشروبخواران بوده و حتى در زمان خلافت خود شرب خمر مىكرده است. مطالبى كه ذيلا مىخوانيد نمونه‌هايى از شرابخوارى خليفه ثانى است:
٩ - " در راه مدينه، يك اعرابى به خيال اين كه در كوزه عمر آب هست، كوزه وى را برداشت و از آن نوشيد غافل از آن كه در كوزه جناب خليفه، شراب است نه آب. اعرابى پس از خوردن شراب مست شد. عمر دستور داد وى را ٨٠ ضربه شلاق بزنند. اعرابى پس از آن كه حد درباره او جارى شد به عمر گفت: اى امير المؤمنين! من از شرابى كه تو مىخورى خوردم. عمر مقدارى آب در شراب ريخت و خورد، و گفت: [من تو را به دليل شراب خوردن نزدم بلكه به دليل مست كردن زدم]، اگر مىترسيد شراب شما را مست كند، تندى آن را با آب بشكنيد ". (٣٤) * (هامش) * (٣٢) الدر المنثور ج ٦ / ٩٣، الفتوحات الاسلاميه ج ٢ / ٣١١، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ١ / ٦١، ج ٣ / ٩٦ ط قديم [= ج ١ / ١٨٢، ج ١٢ / ١٧، ١٨ ط جديد]. همچنين رجوع بفرماييد به سنن بيهقى ج ٨ / ٣٣٣، ٣٣٤.
(٣٣) كنز العمال ج ٣ / ١٠١، منتخب كنز العمال ج ٢ / ٤٢٧.
(٣٤) احكام القران ج ٢ / ٥٦٥، جامع مسانيد ابى حنيفه ج ٢ / ١٩٢، كنز العمال ج ٣ / ١١٠، حاشيه سنن بيهقى (ابن تركمانى) ج ٨ / ٣٠٦، ٣٠٧. (*)
(١٠٣)