سيرى در الغدير (فارسي)

سيرى در الغدير (فارسي) - محمد أميني نجفى - الصفحة ١٣٩

عمار ياسر به عثمان گفت كه: " چرا جواهرات بيت المال را در ميان خانواده‌ات تقسيم مىكنى "؟ در پى اين اعتراض به دستور عثمان آنقدر عمار را زدند تا وى بيهوش شد و به عارضه فتق مبتلا گرديد. (١٧) در اين واقعه نيز يكى از دنده‌هاى عمار شكست. (١٨) در جلد نهم الغدير به اقوال صحابه عليه عثمان و همچنين به ماجراى كشته شدن او اشاره شده است. بحث مبسوط ديگرى كه در اين جلد عنوان شده است مناقب و فضائلى است كه راويان كذاب براى عثمان جعل كرده‌اند. (١٩) عثمان در نظر صحابه ١ - امير المؤمنين على عليه السلام در باره عثمان مىفرمايد: " قام نافجا حضنيه، بين نثيله ومعتلفه، وقام معه بنو ابيه يخضمون مال الله خضمة الإبل نبتة الربيع " [= عثمان پهلوهايش را - كه ميان محل خوردن و بيرون دادنش قرار داشت - باد كرده، به پا خاست و فرزندان نياكانش (بنى اميه) نيز با وى بپاخاستند و مال خدا را چنان خوردند كه شتر گياه بهارى را]. (٢٠) ٢ - عايشه درباره عثمان مىگويد: " بكشيد اين احمق را، خداوند مرگش دهد ". (٢١) در جاى ديگر مىگويد: " بكشيد اين احمق را، او فاجر شده است ". (٢٢) * (هامش) * * إلا من أكره وقلبه مطمئن بالايمان [=... جز آن كسى كه مجبور شود ولى دلش در ايمان ثابت باشد] النحل ١٠٦.
* افمن وعدناه وعدا حسنا فهو لاقيه كمن متعناه متاع الحيوة الدنيا... [= آيا كسى كه وعده نيكوى (فردوس جاودان) را به او داده‌ايم - و او نيز به آن وعده خواهد رسيد - به مانند كسى است كه متاع زندگى دنيوى را به او بخشيده‌ايم] القصص ٦١.
* اومن كان ميتا فأحييناه وجعلنا له نورا يمشى به في الناس... [= او (در دنياى جاهليت) مرده بود. پس ما او را زنده كرديم و به او نورى ارزانى داشتيم تا بوسيله آن در ميان مردم (سرافراز) برود...] الانعام ١٢٢.
(١٧) انساب الاشرف ج ٥ / ٤٨، ٤٨، ٤٩، الامامة والسياسه ج ١ / ٣٣، طبقات ابن سعد ج ٣ / قسمت اول / ١٨٥، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ١ / ٢٣٩ ط قديم [= ج ٣ / ٤٧ - ٥٢ ط جديد]، الاستيعاب ج ٢ / ٤٢٢.
(١٨) الاستيعاب ج ٢ / ٤٢٢.
(١٩) الغدير ج ٩ / ٢٦٤ - ٣٧٧.
(٢٠) نهج البلاغه، خطبه شقشقيه. براى اطلاع از مصادر ديگر خطبه شقشقيه رجوع بفرماييد به الغدير ج ٧ / ٨٢ - ٨٥.
(٢١) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ٢ / ٧٧ ط قديم [= ج ٦ / ٢١٥ ط جديد]. (*) =
(١٣٩)