سيرى در الغدير (فارسي)

سيرى در الغدير (فارسي) - محمد أميني نجفى - الصفحة ١١٠

ديگرى (زبير) تيغ از نيام بر كشيده بود و مىگفت: " تا زمانى كه با على (ع) بيعت نكنيد شمشيرم را در غلاف نخواهم كرد ". (١٣) رزم آور بدر (حباب بن منذر) با شمشير برهنه خود ابو بكر را تهديد مىكرد. (١٤) سعد بن عباده، بدن ناتوان و مريض خود را به سقيفه رسانيده بود و با صدائى رنجور به عمر مىگفت: "... اگر توانى در بدن داشتم، چنان فرياد مرا در همه جا مىشنيدى، كه با يارانت (از ترس) در سوراخى مىخزيدى ". (١٥) ...
چنين مىنمود كه مخالفين ابو بكر با زبان خوش به راه نمىآيند!
بايد شروع كرد!
عمر به عصبانيت ١٦ فرياد كشيد: " سعد منافق است، او را بكشيد ". (١٧) با اين فرياد عمر، وقت تصفيه حسابهاى شخصى فرا رسيد:
گروهى حباب بن منذر را به زير لگد گرفتند، دهانش را از خاك پر نمودند ١٨ و بينى او را خرد كردند. (١٩) گروهى هم مقداد را مىزدند. (٢٠) سعد بن عباده نيز نزديك بود زير مشتها و لگدهايى كه بطرفش حواله مىشد. (٢١) * (هامش) * (١٢) تاريخ طبرى ج ٣ / ٢١٠، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ١ / ١٢٨ ط قديم [= ج ٢ / ٣٩ ط جديد]، السيرة الحلبيه ج ٣ / ٣٩٧.
(١٣) الامامة و السياسه ج ١ / ١١، تاريخ طبرى ج ٣ / ١٩٩، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ١ / ١٣٢، ١٣٤ ط قديم [= ج ٢ / ٥١، ٥٧ ط جديد].
(١٤) تاريخ طبرى ج ٣ / ٢١٠.
(١٥) مأخذ شماره پيشين.
(١٦) الرياض النضره ج ١ / ٢١٤.
(١٧) تاريخ طبرى ج ٣ / ٢١٠. همچنين مراجعه شود به: " مسند احمد بن حنبل ج ١ / ٥٦، انساب الاشراف ج ١ / ٥٨٢، سيره ابن هشام ج ٤ / ٣١٠، الرياض النضره ج ١ / ٢١٤، تاريخ ابن خلدون ج ٢ / قسمت دوم / ٦٤، السيرة الحلبيه ج ٣ / ٣٩٦، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ١ / ٥٨ ط قديم [= ج ١ / ١٧٤ ط جديد].
(١٨) تاريخ طبرى ج ٣ / ٢١٠، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ٢ / ١٦ ط قديم [= ج ٦ / ٤٠ ط جديد].
(١٩) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ١ / ٥٨ ط قديم [= ج ١ / ١٧٤ ط جديد].
(٢٠) مأخذ شماره پيشين. (*) =
(١١٠)