گفتگوي تمدن ها - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢
ارزش و اعتبار سخن را در گرو گوينده آن بدانيم و نه اصل سخن ، ارزشى براى بحث از آداب و آفات گفتگو نمى ماند و سودى براى تلاش جهت كشف حقيقت ، مترتّب نمى گردد . برخلاف پندار مردم ، اسلامْ معيار در ارزشگذارى سخن را خود سخن مى داند و نه گوينده آن؛ در حالى كه در تصوّر توده مردم ، سنجش اهمّيت و اعتبار سخن ، در گرو اقتدار اقتصادى يا سياسى گوينده است . امام على عليه السلامدرباره چنين داورى ناسالمى مى گويد : [١] صَوابُ الرَّأيِ بِالدُّوَلِ يُقبِلُ بِإِقبالِها ويُدبِرُ بِإِدبارِها . درست نمايى نظر ، بر پايه اقتدار ، با رويكرد آن روى مى آورد و با پشتكردِ آن ، پشت مى كند . الدَّولَةُ تَرُدُّ خَطَأَ صاحِبِها صَوابا وصَوابَ ضِدِّهِ خَطاءً . [٢] قدرت ، اشتباه صاحب قدرت را درست مى نمايد و درستى مخالفانش را نادرست مى نمايد . بر پايه اين داورى ناسالم ، سخن اشخاص و گروه هاى فاقد قدرت سياسى يا اقتصادى ، از هيچ اهمّيت و ارزشى در نظر ديگران برخوردار نيست و نمى توان سخن منطقى آنان را به عنوان سخنى استوار و معتبر ، به جهانيان عرضه كرد . اميرالمؤمنين به اين موضوع ، چنين اشاره مى كند : الفَقرُ يُخرِسُ الفَطِنَ عَنُ حُجَّتِهِ . [٣] نيازمندى دليل آدم زيرك را گُنگ مى كند .
[١] نهج البلاغه ، حكمت ٢٣٩ .[٢] غرر الحكم ، ح ١٨٠٦ .[٣] نهج البلاغه ، حكمت ٣ .