گفتگوي تمدن ها - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦
گرايش عقلى در اسلام
اين پيشنهاد ، در واقع بازگوكننده يكى از دلائل برگرايش عقلى در اسلام و پايه گذارى شريعت الهى بر معيارهاى عقلى و منطقى است . ترديدى نيست اگر روشى را كه اسلام براى زندگى و تمدن پيشنهاد كرده ، بر پايه هاى علمى بنيانگذارى نشده باشد ، مردم را به خردورزى ، ژرف نگرى و گفتگو درباره اصول اعتقادى فرا نمى خواند؛ بلكه بر استبداد فكرى و دينى و تقليد كوركورانه تكيه مى كرد و از آن ، دفاع مى كرد؛ در حالى كه قرآن كريم ، در بسيارى موارد ، نمودهاى تقليد در اصول فكرى را ـ كه در واقع ، يكى از پايه هاى اساسى اختلاف تمدن هاست ـ ، محكوم كرده و با صراحت اعلام مى كند : «وَ لاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ . [١] » و چيزى را كه بدان علم ندارى ، دنبال مكن . اين سخن ، يعنى پذيرش حكم خرد و فطرت براى انسانى كه نمى تواند بدون دانش و آگاهى از نظريه اى پيروى كند و پايه زندگى فردى و اجتماعى خويش را بر آن نهد . در آيه ديگرى مى خوانيم : «إِنَّ شَرَّ الدَّوَآبِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ . [٢] » و قطعاً بدترين جنبندگان نزد خدا ، كران و لالانى اند كه نمى انديشند . منظور از كر و لال در اين آيه ، محرومان از حسّ شنوايى و يا آنانى نيست كه قادر به سخن گفتن نيستند؛ بلكه منظور ، كسانى هستند كه با تعبير «لايعقلون»
[١] اسراء ، آيه ٣٦ .[٢] انفال ، آيه ٢٢ .