حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٤٨ - ج نظريه تلفيق
نهايت، منظورش از آنچه جزو وظايف دين و رسالت انبيا قرار دارد، كدام قسمت است.[١] ٦. محمّد محمّدى رى شهرى. نويسنده كتاب موسوعة احاديث الطبيّة، در ارزيابى كلّى احاديث پزشكى چنين عقيده دارد:
آغاز شكلگيرى دانش طب، ريشهاى وحيانى دارد؛ ولى تجربه عالمان بر آن افزوده، و آن را گسترش داده است. از اين رو نمىتوان گفت كه وحى، تنها راه دستيابى به دانش طب است. از سوى ديگر، پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام، دانشى گسترده داشتهاند كه بخشى از آن، علم طب محسوب مىشود؛ لكن هيچ گاه به عنوان پزشك، بدان رو نكردهاند. اين، خود، نشان از جدايى حوزه دين از حوزه طب دارد. از اين رو، ورود امامان به عرصه پزشكى، خاص است و نه عام و نوعى كرامت و اعجاز را نشان مىدهد.[٢] ايشان در زمينه ارزيابى روايات پزشكى، پس از نقل سخن صدوق، مىنگارد:
گرچه اين سخن، در كلّيت، قابل پذيرش است، لكن نتيجه آن، محروم ساختن مردم از بخشى از گنجينههاى علمى اهلبيت عليهم السلام است.
بر اين اساس، روايات پزشكى را به سه دسته تقسيم مىكند:
١. آنچه به صورت معجزه در معالجه امراض و بيمارىها از آنان سر زده است؛
٢. روايتهاى مربوط به بهداشت و پيشگيرى؛
٣. روايات مربوط به معالجه و درمان، كه خود، دو بخش است: درمان با دعا و قرآن، و درمان با داروهاى مادى و طبيعى.
روايات بخش نخست- كه جنبه اعجاز و كرامت دارد-، از دايره روايات پزشكى خارج است و به خودِ پيشوايان دينى اختصاص داشته است.
روايات طبّ پيشگيرى را نيز مىتوان بر مردم عرضه كرد و غالباً با معيارهاى علمى نيز سازگارند.
[١]. الطبّ النبوى و العلم الحديث، ج ١، ص ١١٦- ١١٨.
[٢]. موسوعة الأحاديث الطبّية، ج ١، ص ١٥- ١٩.