عوام و خواص از ديدگاه امام خمينى(ره) - شیداییان، حسین - الصفحة ٨١
اقتضا مىكند، وظيفه شرعى من چنين و چنان است! گاهى شيطان براى انسان تكاليف و وظيفه تعيين مىنمايد. «١» ... يكى تكليف شرعى [را] اينطور مىداند، آن يكى تكليف شرعىاش را آنطور مىداند، اين مصيبت [است] اينها مصيبت اسلام [است]. اسلام داشتن يك همچو معمّمينى برايش مصيبت است ... هى ننشينيد تكليف شرعى براى خودتان درست كنيد، كار تنبلها! «٢» و در خاطرهاى درباره انديشمندان گريزان از حضور در عرصه سياست و توجيه غير منطقى آنان چنين مىفرمايد:
يكى از علما اين جورى مىگفت- خدا رحمتش كند- كه: من كه دلم بيشتر نسوخته به اسلام از حضرت صاحب- سلامالله عليه- خوب ايشان هم كه مىبينند اين را، خود ايشان بيايند، چرا من بكنم! اين منطق اشخاصى است كه مىخواهند از زير بار دربروند، اسلام اينها را نمىپذيرد. اسلام اينها را به هيچ چيز نمىشمرد، اينها مىخواهند از زير بار دربروند. «٣» سياستگريزى نخبگان و فرهيختگان در نظام جمهورى اسلامى و عدم حضور در عرصه سياست و اجتماع، خصوصاً مشاغلى كه مختص به آنان است، باعث مىگردد كه افراد نالايق و غير صالحان به آن مراكز مهم سياستگذارى راه يابند.
امام درباره حضور شايستگان در مجلس خبرگانِ رهبرى مىفرمايد: