عوام و خواص از ديدگاه امام خمينى(ره) - شیداییان، حسین - الصفحة ١٩
روزى كه هست، خوب استراحت بكند و بنشيند در خانهاش عبادت بكند. اسلام را خلاصه كرده بودند در عبادات؛ مثلًا نماز و روزه و امثال اينها. براى اسلام هم غير از اين، خيلى نه اطلاعات صحيح داشتند و نه ارزشى قائل بودند. همان بايد درمنزلها بنشينند و نگاه كنند و بهديگران اشكال كنند يك دسته ديگر هم انبياء بودهاند و اولياى بزرگ. آن هم يك مكتبى بود و يك خطى بود؛ تمام عمرشان را صرف مىكردند در اين كه با ظلمها و با چيزهايى كه در ممالك دنيا واقع مىشود، همّشان را اينها صرف مىكردند در مقابله با اينها. كسى كه تاريخ انبيا را ديده باشد و تاريخ اسلام را ديده باشد و تاريخ زندگى حضرت رسول- سلامالله عليه- را و ائمه اطهار و اصحاب رسول الله را ديده باشد، مىبيند كه اينها از اولى كه وارد شدند در ميدان و به حد بلوغ رسيدند و رسول اكرم از اولى كه اين رسالت به او محول شد تا آن وقتى كه در بستر مرگ خوابيده بود يا شهادت، بين اين بستر و آن بعثت، تمام فعاليت بوده است، جنگ بوده، دفاع بوده و كسى كه زندگى اميرالمؤمنين- سلامالله عليه- را مشاهده كند نيز [مىبيند] عوام و خواص از ديدگاه امام خمينى(ره) ٣٢ ٢ - هوشيارى(رشد سياسى)
ص : ٣١ همينطور بوده؛ جهاد در راه خدا و جهاد در راه احكام خدا بوده است و ساير ائمه عليهم السلام البته آن كه از همه بارزتر و معروفتر است سيدالشهدا- سلامالله عليه- است. اگر وضع تفكر سيدالشهدا- سلامالله عليه- مثل بعضى مقدسين زمان خودش بود، آنها طرحشان اين بود كه بماند همان در جوار حضرت رسول- سلامالله عليه- و عبادت كند. اگر وضع تفكر مولا هم اينطور بود، كربلايى پيش نمىآمد، يك راحتطلبى بود و كنارهگيرى از جامعه و دعا و ذكر بود. لكن وضع تفكر جور ديگرى بود.
چنانچه ائمه ما عليهم السلام سازش مىكردند با اهل ظلم و ستم، احتراماتشان بسيار