عوام و خواص از ديدگاه امام خمينى(ره)

عوام و خواص از ديدگاه امام خمينى(ره) - شیداییان، حسین - الصفحة ١٠٩

يك چيزى از يك مقاله‌اى در اروپا منتشر شده است خوانده‌اند، همان را ميزان فهم خودشان [قرار داده‌اند] و همان‌طورى كه هر چه آن‌ها بگويند اين‌ها بى‌دليل مى‌پذيرند. هيچ دليل ديگر نمى‌خواهند. «١» كم‌اطلاعى از فرهنگ اصيل و ارزش‌هاى والاى تحول آفرين اسلام آنان را به دام تئورى‌هاى غربى و غير اسلامى انداخته است و آزادى صحيح و مشروع و منطبق با فطرت انسانى اسلام را برنمى‌تابند و آن را محدوديت مى‌شمارند. امام در اين باره مى‌فرمايد:
... توجه به اين ندارند كه اين برنامه‌ها و آزاد گذاشتن اين جوان‌ها و اين دخترها و اين پسرها براى اين كه هر كارى دل‌شان مى‌خواهد بكنند اين چه بر سر اين مملكت مى‌آورد. «٢» نكته جالب و بحث‌انگيز ديگرى كه از سوى روشنفكرمآبان مطرح مى‌شود نقد و تحليل ناشيانه از جايگاه شرعى و الهى ولايت فقيه در حكومت جمهورى اسلامى است. از اين رو در سخنان و ديدگاه‌ها و تحليل‌هاى ناقص خود همواره آن را مورد انتقاد قرار مى‌دهند، و يا با اختيارات شرعى و قانونى و تدبيرهاى حكيمانه «ولىّ فقيه» در سياست‌گذارى جمهورى اسلامى مخالفت مى‌ورزند. امام با تأسف از ضعف ديدگاه‌هاى آنان نسبت به اين موضوع مى‌فرمايد:
مع الاسف اين روشنفكرهاى ما نمى‌فهمند كه ولايت فقيه يعنى چه. «٣» اين قشر با غرور علمى كه دارند خود را برتر از عموم مردم فداكار و حاضر در صحنه‌ها مى‌پندارند، صفوف خويش را از توده‌هاى ميليونى‌