عوام و خواص از ديدگاه امام خمينى(ره) - شیداییان، حسین - الصفحة ١٠١
است و در يكى از سخنان خويش به گوشههايى از تفكر غلط و غيراصولى آنان اشاره مىنمايد:
يك دستهاى مىگفتند كه خوب، بايد عالم پر [از] معصيت بشود تا حضرت بيايد، ما بايد نهى از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم ... يك دستهاى بالاتر از اين بودند، مىگفتند: بايد دامن زد به گناهها، دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از ظلم و جور بشود ... يك دستهاى ديگر بودند كه مىگفتند كه هر حكومتى اگر در زمان غيبت محقق شود اين حكومت باطل است و برخلاف اسلام است ... مغرور بودند به بعضِ رواياتى كه وارد شده است [مبنى] بر اين امر كه هر عَلَمى بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن عَلَمْ، عَلَمِ باطل است، آنها خيال كرده بودند كه؛ هر حكومتى باشد؛ در صورتى كه آن روايت [اشاره دارد] كه هر كس عَلَم بلند كند با عَلَمِ مهدى بهعنوان مهدويت بلند كند [باطل است]. «١» «٢» تصور غلط از حكومت جمهورى اسلامى و مردم سالارى دينى در نظام اسلامى از مظاهر فكرى كجانديشان است كه «جمهوريّت» را با «اسلاميّت» در تعارض مىبينند. البته صاحبان و نظريهپردازان اين تفكر و انديشه غلط به دو گروه متفاوت و مقابل با يكديگر تقسيم مىشوند:
دسته اوّل: مخالفان «اسلاميتِ» نظام؛ كسانى كه همه چيز را در رأى