عوام و خواص از ديدگاه امام خمينى(ره) - شیداییان، حسین - الصفحة ١٠٠
مخالفت چرا مىكنيد، با او (محمدرضا پهلوى)؛ تُؤتى الْمُلْكَ مَنْ تَشآء»؛ «١» خداوند هر كس را مىخواهد [سلطنت مىدهد]، اين مملكت را خدا داده [به او].
من جواب او را ندادم. قابل جواب نبود، اما اين تكذيب قرآن است! مگر فرعون را كسى ديگر مُلك به او داده بود؟ آن هم خدا به او داده بود، پس چرا موسى رفت با او مخالفت كرد؟ ... اين حرفها حرفهاى نامربوط است. «٢» بارزترين شاخصه عوام و كجانديشان تفكر ناصواب جدايى دين از سياست است امام درباره اين انديشه غلط مىفرمايد:
... باورشان آمده است آقايان به اين كه اسلام با سياست جداست، يك احكام عبادى است ما بين خود و خدا. «٣» فهم غلط از انتظار حكومت جهانى اسلام به امامت حضرت ولى عصر (عجا ...) يكى ديگر از تفكرات رايج اين قشر است. اين گروه با تفسير غلط از رواياتِ انتظار ظهورِ حضرت مهدى (عج)، از آغاز انقلاب تاكنون مشكلات فراوانى را فرا روى برنامههاى اصلاحى نظام جمهورى گذاشته است. براساس تفكر اين قشر، انقلاب اسلامى ايران مانع فراهم آمدن زمينههاى ظهور امام زمان (عجا ...) مىشود. البته صاحبان اين تفكر به گروههايى تقسيم مىشوند؛ حضرت امام در وصيتنامه سياسى الهى خويش يك دسته از اين گروهها را «عامىهاى منحرف» «٤» خطاب كرده