عوام و خواص از ديدگاه امام خمينى(ره) - شیداییان، حسین - الصفحة ١٠٢
مردم يا كلمه ملت خلاصه مىكنند و حكومت جمهورى اسلامى را حاكميت مردم و به دور از معيارهاى اسلامى و حاكميت دين و قانون الهى مىدانند.
امام درباره آنان مىفرمايد:
... بعضى از اين روشنفكرهاى ما هم همين جور هستند كه فقط اسلامش را نمىخواهند. شما بگوييد كه «جمهورى» همه قبول دارند؛ جمهورى خوب است ... جمهورى اسلامى يعنى چه؟ جمهورى اسلامى يك چيزى تازهاى است! بدعت است! «١» از آغازين ماههاى پيروزى انقلاب اسلامى همواره اين انديشه در برخى از كجانديشانِ مسلمان رواج داشت و به شكلهاى مختلفى در برابر نام اسلامى نظام موضعگيرى مىكردند و سعىشان بر اين بود كه لفظ اسلامى در پسوند نام نهادهاى حكومت و احزاب موافق نظام اسلامى نباشد. «٢» دسته دوم: مخالفان «جمهوريت» و نقش مردم در جمهورى اسلامى هستند. انديشه جدايى مردم در تعيين سرنوشت نظام سياسى خويش؛ تفكيك سرنوشت مردم از آرمانهاى اصيل اسلام و در نهايت ارائه غلط از حكومت جمهورى اسلامى از مظاهر تفكر كجانديشان است. اينگونه افراد، حضور مردم در صحنههاى گوناگون را با اجراى احكام الهى در تعارض مىبينند. امام به يك مورد از اين تفكر اشاره مىنمايد: