عوام و خواص از ديدگاه امام خمينى(ره) - شیداییان، حسین - الصفحة ١٧
اسلامى است. تفاوت عمده بخشهاى آينده با مباحث گذشته در اين است كه شاخصه اصلى ما در معرفى و نقد تفكرات عوام و خواص؛ بصيرت و شناخت صحيح افراد در امور سياسى اسلام است و تحصيلات علمى و دانش روز و يا سيره عملى و اخلاقى و تئورىهاى افراد ملاك و معيار نيست. چه بسا افرادى كه از علم و دانش دينى و تخصصهاى علمى و معرفت كامل دينى بهره چندانى نداشته باشند اما در قلمرو مسائل سياسى اسلام و انقلاب اسلامى در زمره خواص قرار گيرند. به تعبير جامع و علمى مىتوان گفت نسبت عوام و خواص معارف دينى با عوام و خواص سياسى اسلام نسبت «عموم و خصوص مِن وَجه» است.
قدر مسلّم كسانى كه بتوانند هم در معارف دينى و هم در مسائل سياسى اسلام در گروه خواص قرار گيرند تأثير شگرفى در جامعه اسلامى مىگذارند و حتى مىتوانند رهبرى خواص را در جامعه به عهده گيرند و يا در پرتو انديشههاى متعالى آنان خواص تربيت يابند.
همانگونه كه حضرت امام خمينى در دوران عمر پربركت خويش با فراگيرى علم و تهذيب نفس، با سير و سلوك و رياضات شرعى به درجات عالى معارف دينى و قلههاى رفيع عرفان ناب و اصيل اسلامى دست يافت و در عرصه سياست نيز پرچمدار قيام و مبارزه عليه ظلم و استبداد گرديد و در دوران پرفراز و نشيب مبارزه و انقلاب به تربيت و رشد خواص حق پرداخت كه نتيجه آن جوشش ميليونها انسان متعهدِ فداكار در عرصههاى مختلف انقلاب و جمهورى اسلامى گرديد.
هدف ما در اين كتاب بررسى و معرفى انديشه و عملكرد عوام و خواص در قلمرو مسائل سياسى اسلام و انقلاب اسلامى براساس